رابطه گرایش به مصرف موادمخدر وارتباط موثروفرسودگی عاطفی درزوجین دارای تعارضات زناشویی
محل انتشار: بیست و سومین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ABUCONPA23_075
تاریخ نمایه سازی: 25 تیر 1405
چکیده مقاله:
مصرف مواد مخدر یکی از مهم ترین آسیب های اجتماعی و خانوادگی است که پیامدهای گسترده ای بر سلامت روان، کیفیت زندگی و ثبات خانواده دارد. پژوهش های متعدد نشان داده اند که بین تعارضات زناشویی، کاهش ارتباط موثر، فرسودگی عاطفی و گرایش به مصرف مواد مخدر رابطه ای متقابل و معنادار وجود دارد. (۱)زمانی که زوجین در برقراری ارتباط سالم، حل مسئله و مدیریت تعارضات ناتوان باشند، فشارهای روانی ناشی از اختلافات مکرر افزایش یافته و احساس ناامیدی، تنهایی، ناکامی و درماندگی در هر دو یا یکی از زوجین شکل می گیرد.(۲) در چنین شرایطی، برخی افراد برای کاهش موقتی تنش های روانی، فرار از مشکلات یا تجربه آرامش کاذب، به مصرف مواد مخدر روی می آورند. این رفتار اگرچه در کوتاه مدت ممکن است احساس آرامش ایجاد کند، اما در بلندمدت موجب تشدید مشکلات روان شناختی، افزایش تعارضات خانوادگی، کاهش اعتماد متقابل و تضعیف بنیان خانواده می شود.یکی از مهم ترین عوامل موثر بر گرایش به مصرف مواد در میان زوجین، تعارضات زناشویی است. تعارض زناشویی به مجموعه اختلافات، ناسازگاری ها و تنش هایی گفته می شود که در اثر تفاوت در نگرش ها، انتظارات، ارزش ها، شیوه های ارتباطی و ناتوانی در حل اختلافات میان زن و شوهر ایجاد می شود.(۳) تعارضات حل نشده معمولا موجب افزایش استرس، اضطراب، افسردگی و احساس بی ارزشی می شوند و زمینه را برای بروز رفتارهای ناسازگارانه از جمله مصرف مواد فراهم می کنند. زوجینی که به طور مداوم درگیر مشاجره، سرزنش، انتقاد، پرخاشگری یا بی توجهی نسبت به یکدیگر هستند، اغلب سطح پایین تری از رضایت زناشویی را تجربه می کنند و احتمال استفاده از راهبردهای ناسالم مقابله ای در آنان افزایش می یابد.عامل مهم دیگر، کاهش ارتباط موثر بین زوجین است. (۲۵)ارتباط موثر شامل توانایی گوش دادن فعال، بیان مناسب احساسات، احترام متقابل، همدلی، اعتماد و حل مسئله به شیوه ای سازنده است(۴). هرچه کیفیت ارتباط میان زوجین ضعیف تر باشد، احتمال سوءبرداشت، سوءتفاهم، احساس طردشدگی و کاهش صمیمیت افزایش می یابد. کاهش ارتباط موثر باعث می شود افراد نتوانند نیازهای عاطفی و روانی خود را در محیط خانواده برآورده سازند و در نتیجه برای کاهش فشارهای روانی به رفتارهای پرخطر از جمله مصرف مواد مخدر روی آورند. همچنین نبود گفت وگوی سالم مانع از شناسایی به موقع مشکلات و دریافت حمایت عاطفی از همسر شده و چرخه تعارض و مصرف مواد را تقویت می کند.فرسودگی عاطفی نیز یکی از متغیرهای روان شناختی مهم در این زمینه محسوب می شود. فرسودگی عاطفی حالتی از خستگی شدید روانی، کاهش انرژی، احساس درماندگی و از دست دادن انگیزه برای ادامه روابط عاطفی است(۵). در روابط زناشویی پرتنش، زمانی که زوجین به طور مداوم در معرض فشارهای هیجانی قرار می گیرند و حمایت عاطفی کافی دریافت نمی کنند، به تدریج دچار فرسودگی عاطفی می شوند. این وضعیت موجب کاهش تحمل، افزایش تحریک پذیری، بی تفاوتی نسبت به همسر و کاهش کیفیت تعاملات خانوادگی می شود. در چنین شرایطی برخی افراد برای رهایی موقت از فشارهای روانی و احساس خستگی مزمن، مصرف مواد را به عنوان یک راهکار ناکارآمد انتخاب می کنند.رابطه میان این سه متغیر به صورت چرخه ای عمل می کند. تعارضات زناشویی موجب کاهش ارتباط موثر می شوند؛ ضعف ارتباط نیز فرسودگی عاطفی را افزایش می دهد و فرسودگی عاطفی احتمال گرایش به مصرف مواد را بیشتر می کند. از سوی دیگر، مصرف مواد مخدر خود موجب تشدید تعارضات زناشویی، کاهش اعتماد، افزایش مشکلات اقتصادی، خشونت خانگی، بی مسئولیتی، کاهش رضایت زناشویی و تخریب بیشتر روابط عاطفی می شود(۶). بنابراین، مصرف مواد نه تنها نتیجه مشکلات خانوادگی است، بلکه به عنوان عاملی برای تشدید این مشکلات نیز عمل می کند و چرخه ای معیوب از آسیب های فردی و خانوادگی را به وجود می آورد.از دیدگاه نظریه های روان شناسی، افراد در مواجهه با فشارهای زندگی از راهبردهای مقابله ای مختلفی استفاده می کنند. کسانی که مهارت های مقابله ای ضعیف تر، تنظیم هیجان ناکارآمد و حمایت اجتماعی کمتری دارند، بیشتر در معرض انتخاب راهکارهای ناسالم مانند مصرف مواد قرار می گیرند.(۷) همچنین نظریه های خانواده بیان می کنند که عملکرد نامناسب خانواده، نبود حمایت عاطفی، ارتباط ضعیف و تعارضات مکرر، احتمال بروز اختلالات روانی و رفتارهای پرخطر را افزایش می دهد.نتایج مطالعات مختلف نیز نشان داده اند که بین تعارضات زناشویی، کاهش ارتباط موثر و فرسودگی عاطفی با گرایش به مصرف مواد مخدر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر، با افزایش شدت تعارضات زناشویی و کاهش کیفیت ارتباط بین زوجین، میزان فرسودگی عاطفی و احتمال مصرف مواد نیز افزایش می یابد.(۸) همچنین آموزش مهارت های ارتباطی، مدیریت تعارض، تنظیم هیجان، افزایش تاب آوری و درمان های زوج درمانی می توانند نقش موثری در کاهش این عوامل خطر وپیشگیری از گرایش به مصرف مواد داشته باشند.در مجموع می توان نتیجه گرفت که گرایش به مصرف مواد مخدر در میان زوجین صرفا ناشی از عوامل فردی نیست، بلکه تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل روان شناختی، ارتباطی و خانوادگی قرار دارد.(۹) تعارضات زناشویی، ضعف ارتباط موثر و فرسودگی عاطفی از مهم ترین عوامل زمینه ساز این پدیده محسوب می شوند. بنابراین، برنامه های پیشگیرانه و درمانی باید علاوه بر درمان وابستگی به مواد، بر ارتقای کیفیت روابط زناشویی، آموزش مهارت های ارتباطی، تقویت حمایت عاطفی، مدیریت تعارض و افزایش سلامت روان زوجین نیز تمرکز داشته باشند(۱۰). چنین رویکردی می تواند ضمن کاهش احتمال گرایش به مصرف مواد، موجب افزایش رضایت زناشویی، استحکام خانواده و ارتقای سلامت روان جامعه شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
میثم حجت پناه
۱. دانش اموخته کارشناسی ارشد ، گروه روانشناسی بالینی ،واحدشاهرود, دانشگاه ازاد اسلامی ، شاهرود ، ایران