کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت شهری: از تحلیل نیازهای اجتماعی شهروندان تا اولویت بندی پروژه های عمرانی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 69
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EBUCONF31_024
تاریخ نمایه سازی: 25 تیر 1405
چکیده مقاله:
ورود فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی (AI)، تحولی بنیادین در پارادایم های مدیریتی شهری ایجاد کرده است. شهرهای سنتی که پیش از این بر اساس داده های جزئی و تصمیم گیری های شهودی مدیریت می شدند، اکنون در آستانه گذار به «شهرهای هوشمند» قرار دارند. این پژوهش با هدف بررسی کاربردهای عملی هوش مصنوعی در مدیریت شهری، با تمرکز بر دو محور اصلی «تحلیل نیازهای اجتماعی شهروندان» و «اولویت بندی پروژه های عمرانی»، انجام شده است. مسئله اصلی این است که چگونه می توان از حجم عظیم داده های غیرساختاریافته (نظرات مردمی در شبکه های اجتماعی، شکایات سامانه ۱۳۷، گزارش های میدانی) برای استخراج بینش های استراتژیک استفاده کرد و این بینش ها را در فرآیند تخصیص بودجه و اولویت بندی پروژه های عمرانی به کار برد. روش تحقیق در این مطالعه، آمیخته (کیفی-کمی) با رویکرد توصیفی-تحلیلی است. داده های کیفی از طریق مصاحبه با خبرگان فناوری اطلاعات شهری و تحلیل محتوای استراتژی های شهرداری های پیشرو جمع آوری شده اند. داده های کمی از طریق شبیه سازی الگوریتم های یادگیری ماشین (Machine Learning) بر روی داده های واقعی یک شهر نمونه (به عنوان جایگزین برای شهر کامو و چوگان جهت مدل سازی) و تحلیل همبستگی بین شاخص های رضایت شهروندی و عملکرد پروژه ها انجام پذیرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از پردازش زبان طبیعی (NLP) برای تحلیل نظرات مردمی، دقت شناسایی نیازهای پنهان را تا ۴۰ درصد افزایش می دهد. همچنین، الگوریتم های بهینه سازی چندهدفه می توانند با در نظر گرفتن معیارهای عدالت فضایی، هزینه-فایده و اثرگذاری اجتماعی، لیست اولویت پروژه ها را با دقتی بسیار بالاتر از روش های سنتی تنظیم کنند. این پژوهش سه فرضیه اصلی را آزمون کرد: اول، هوش مصنوعی می تواند الگوهای پنهان در نارضایتی های شهروندان را زودتر از روش های سنتی شناسایی کند. دوم، اولویت بندی خودکار پروژه ها بر اساس داده های واقعی، منجر به کاهش اتلاف منابع و افزایش رضایت عمومی می شود. سوم، شفافیت در الگوریتم های تصمیم گیر، اعتماد شهروندان به مدیریت شهری را افزایش می دهد. نتایج حاکی از آن است که پیاده سازی این سیستم ها نیازمند زیرساخت های داده ای قوی، نیروی انسانی متخصص و تدوین چارچوب های اخلاقی است. این مقاله با ارائه ۴ جدول شامل مقایسه روش های سنتی و هوشمند، نتایج شبیه سازی اولویت بندی، تحلیل هزینه-فایده و ماتریس ریسک، نقشه راهی عملیاتی برای شهرداران ارائه می دهد. نتیجه نهایی آن است که هوش مصنوعی نه به عنوان جایگزین مدیران، بلکه به عنوان ابزاری قدرتمند برای «تصمیم گیری داده محور» عمل می کند که منجر به عدالت بیشتر، کارایی بالاتر و پاسخگویی سریع تر به نیازهای مردم می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدرضا دایی
۱- شهردار شهر کامو و چوگان کاشان استان اصفهان