نقش رویکردهای روان شناسی مثبت گرا در تقویت انگیزه یادگیری دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF02_1289
تاریخ نمایه سازی: 25 تیر 1405
چکیده مقاله:
هدف از مقاله حاضر، نقد رویکردهای روان شناسی مثبت گرا و بررسی نقش آن در تقویت انگیزه یادگیری دانش آموزان است. روان شناسی مثبت گرا در سال های اخیر به عنوان یکی از رویکردهای موثر در حوزه تعلیم و تربیت مورد توجه قرار گرفته و بر تقویت توانمندی ها، هیجان های مثبت، امید، خوش بینی، خودکارآمدی و تاب آوری تاکید دارد. در این مقاله تلاش شده است ضمن بررسی نقش این رویکرد در افزایش انگیزه یادگیری، نقاط قوت، محدودیت ها و چالش های آن نیز تحلیل شود. پژوهش حاضر از نوع مروری تحلیلی و مبتنی بر روش کتابخانه ای است. اطلاعات موردنیاز از طریق مطالعه کتاب ها، مقالات علمی پژوهشی فارسی و انگلیسی، پژوهش های داخلی و خارجی و منابع معتبر مرتبط با روان شناسی مثبت گرا، انگیزش تحصیلی و تعلیم و تربیت گردآوری و بررسی شده است. همچنین دیدگاه های موافق و منتقد در زمینه کاربرد این رویکرد در نظام آموزشی مورد تحلیل قرار گرفته است . مفهوم و تاریخچه روان شناسی مثبت گرا، نظریه های مرتبط با روان شناسی مثبت گرا، مفهوم انگیزه یادگیری و انگیزش تحصیلی، عوامل موثر بر انگیزه یادگیری دانش آموزان، نقش هیجان های مثبت، امید، خوش بینی، خودکارآمدی و تاب آوری در یادگیری، نقش و اهمیت معلم در تقویت انگیزه یادگیری، رابطه روان شناسی مثبت گرا با پیشرفت تحصیلی و نقد رویکردهای روان شناسی مثبت گرا در محیط های آموزشی از مهم ترین محورهای نظری این مقاله است. معلم به عنوان یکی از عناصر اساسی نظام آموزشی می تواند از طریق ایجاد فضای یادگیری مثبت، تقویت اعتمادبه نفس، افزایش احساس شایستگی، تشویق مشارکت فعال و حمایت هیجانی، نقش مهمی در تقویت انگیزه یادگیری دانش آموزان ایفا کند و زمینه رشد تحصیلی آنان را فراهم سازد. در نتیجه یافته های این مقاله نشان می دهد که استفاده از اصول روان شناسی مثبت گرا می تواند در افزایش انگیزه یادگیری، بهبود مشارکت آموزشی، ارتقای عملکرد تحصیلی و افزایش امید و خودکارآمدی دانش آموزان موثر باشد. با این حال، تاکید بیش از اندازه بر مثبت اندیشی، بی توجهی به شرایط اجتماعی و فرهنگی و نادیده گرفتن تفاوت های فردی از جمله محدودیت های این رویکرد محسوب می شود؛ بنابراین استفاده متعادل، علمی و متناسب با شرایط آموزشی از این رویکرد ضروری است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا عالی پور
دانشجوی کارشناسی گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، واحد اهرم، اهرم، ایران
رضا فراشبندی
دکتری گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، واحد اهرم، ایران