بررسی رابطه میان سبک های مدیریت کلاس و سلامت روان دانش آموزان در مدارس
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 64
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSHR-3-2_087
تاریخ نمایه سازی: 24 تیر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان سبک های مدیریت کلاس و سلامت روان دانش آموزان در مدارس ابتدایی و ارائه مدلی برای تبیین نقش واسطه ای جو روانی-اجتماعی کلاس در این رابطه انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر و دختر پایه پنجم و ششم ابتدایی شهر شیراز و معلمان آن ها در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد ۴۵۰ دانش آموز و ۹۰ معلم انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سبک های مدیریت کلاس، پرسشنامه سلامت روان دانش آموزان و پرسشنامه جو روانی-اجتماعی کلاس بود که روایی و پایایی آن ها تایید شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزارهای تخصصی تحلیل شدند. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که سبک مدیریت کلاس تعاملی-حمایت گر با ضریب مسیر ۴۴/۰ بر سلامت روان تاثیر مستقیم دارد و با ضریب مسیر ۲۲/۰ از طریق جو روانی-اجتماعی کلاس بر سلامت روان تاثیر غیرمستقیم دارد و نقش واسطه ای جو روانی-اجتماعی کلاس در این رابطه تایید شد. در مقابل، سبک مدیریت کلاس مستبدانه-کنترل گر با ضریب مسیر ۳۶/۰- بر سلامت روان تاثیر مستقیم منفی دارد و با ضریب مسیر ۲۰/۰- از طریق جو روانی-اجتماعی کلاس بر سلامت روان تاثیر غیرمستقیم منفی دارد. از میان مولفه های سبک های مدیریت کلاس، حمایت عاطفی و تعامل مثبت بیشترین تاثیر مثبت و کنترل افراطی و تنبیه بیشترین تاثیر منفی را بر سلامت روان داشتند. نتایج تحلیل چندگروهی نشان داد که مدل پژوهش از نظر جنسیت دانش آموزان تفاوت معناداری ندارد. بر اساس یافته ها، سبک مدیریت کلاس تعاملی-حمایت گر با ایجاد فضایی امن، مشارکتی، مبتنی بر احترام و حمایت عاطفی، می تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم (از طریق بهبود جو روانی-اجتماعی کلاس) به افزایش سلامت روان دانش آموزان کمک کند، در حالی که سبک های مستبدانه و کنترل گر با ایجاد فضایی تنش زا، ترس آور و فاقد حمایت عاطفی، به کاهش سلامت روان و افزایش مشکلات رفتاری و عاطفی دانش آموزان منجر می شوند. با وجود محدودیت هایی مانند ماهیت مقطعی پژوهش و وابستگی به خودگزارش دهی، پیشنهاد می شود که نظام آموزشی کشور با توانمندسازی معلمان در سبک های مدیریت کلاس تعاملی-حمایت گر، بازنگری در برنامه های تربیت معلم و ایجاد سیستم های حمایتی، به تدریج به سمت ایجاد کلاس های درس سالم و انسان محور حرکت کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیما علیزاده
کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه آزاد گچساران ، آموزش و پرورش گچساران
فاطمه رضائی بیاره
کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه آزاد گچساران ، آموزش و پرورش گچساران