تاثیر بازی درمانی بر کاهش اضطراب در دانش آموزان دارای اختلال طیف اتیسم

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35

فایل این مقاله در 6 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3377

تاریخ نمایه سازی: 23 تیر 1405

چکیده مقاله:

اختلال طیف اتیسم (ASD) یک چالش عصبی-رشدی مادام العمر است که هسته مرکزی آن در نقص کیفی در ارتباط و تعامل اجتماعی و نیز الگوهای محدود و تکراری رفتار، علایق یا فعالیت ها تبلور می یابد. در کنار این علائم اصلی، اختلالات هم ایند (comorbid) متعددی از جمله اضطراب، به طور شایع در این جمعیت گزارش می شود. پژوهش ها نشان می دهند که شیوع اختلالات اضطرابی در کودکان و نوجوانان دارای اتیسم بین ۴۰ تا ۸۴ درصد است، رقمی که به طور معناداری بالاتر از جمعیت عادی است. این سطح از اضطراب نه تنها رنج شخصی قابل توجهی ایجاد می کند، بلکه می تواند فرآیندهای یادگیری، مشارکت اجتماعی و کیفیت کلی زندگی را به شدت مختل نماید. مداخلات روانشناختی متداول برای اضطراب، اغلب بر پایه گفتار و شناخت استوارند که ممکن است برای کودکان دارای اتیسم که در زمینه های زبانی و نظریه ذهن با چالش مواجهند، چندان قابل دسترس نباشد. در این میان، بازی درمانی به عنوان یک مداخله مبتنی بر رابطه و از طریق رسانه طبیعی رشد کودک – یعنی بازی – ظرفیت منحصر به فردی برای دسترسی به دنیای درونی این کودکان و کمک به مدیریت هیجاناتشان دارد. هدف از نگارش این مقاله، مرور نظام مند شواهد تجربی و تحلیل نظری تاثیرات بازی درمانی بر کاهش نشانه های اضطراب در دانش آموزان دارای اختلال طیف اتیسم است. روش به کار رفته در این مطالعه، کیفی از نوع تحلیل مضمون و مرور روایی می باشد که با جستجوی هدفمند در پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی (مانند SID، Magiran، Noormags) و خارجی (مانند PubMed، ScienceDirect، Google Scholar) با کلیدواژه های مرتبط و محدودیت زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ میلادی و ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ شمسی انجام شده است. یافته های حاصل از تحلیل مقالات نشان می دهد که رویکردهای متنوع بازی درمانی، شامل رویکرد مبتنی بر کودک (نظریه مراجع محور)، بازی درمانی شناختی-رفتاری ساختاریافته، بازی درمانی یکپارچگی حسی و مدل DIR/Floortime، هر یک از مسیرهای متفاوت اما مکملی می توانند در کاهش اضطراب موثر واقع شوند. مکانیسم های این تاثیر شامل ایجاد فضای امن و بدون قضاوت برای ابراز هیجانات، افزایش احساس کنترل و کفایت شخصی، تقویت مهارت های خودتنظیمی هیجانی و حسی، بهبود درک و بیان حالت های هیجانی، و تسهیل ارتباط موثر در یک چهارچوب قابل پیش بینی است. این مقاله ضمن تاکید بر ضرورت نگرش فرد محور و طراحی مداخلات بر اساس پروفایل منحصربه فرد هر کودک (شامل سطح عملکرد، پروفایل حسی، علایق و ترس های خاص)، استدلال می کند که ادغام بازی درمانی در برنامه های آموزشی و توانبخشی دانش آموزان دارای اتیسم در مدارس و مراکز ویژه، می تواند به عنوان یک راهبرد حمایتی قدرتمند عمل کند. در پایان، راهکارهای عملی برای اجرا و چالش های پیش روی این интеграیت مورد بحث قرار گرفته و پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده ارائه می شود.

نویسندگان

حمیرا پاشازاده

کارشناسی مشاوره ،دبیر آموزشگاه استثنایی سپیده ،شهرستان بیجار