بررسی نقش تعاملی باورهای شناختی و عواطف و احساسات و هیجانات در تحول اراده ی اخلاقی و دلالت های تربیتی آن
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 57
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPECS03_174
تاریخ نمایه سازی: 21 تیر 1405
چکیده مقاله:
تحول «اراده ی اخلاقی» یکی از محورهای کلیدی در تربیت اخلاقی است، زیرا فاصله ای پایدار میان «دانش» و «کنش» اخلاقی مشاهده می شود. این شکاف معمولا به عنوان «بحران انگیزش اخلاقی» فهم می گردد و تبیین های تک بعدی و متفاوتی از حیث شناختی و عاطفی-احساسی درخصوص آن صورت می گیرد. بر این اساس، پژوهش جاری بر آن است تا با مرور نظام مند ادبیات موجود در زمینه های روان شناسی اخلاق و تربیت اخلاقی، به روش «تفسیری-تحلیلی» و به شکلی جامع و چند بعدی، به تبیین نقش اختصاصی «باورهای شناختی» و «عواطف و احساسات و هیجانات»، و نیز تعامل میان این دو سازه ی بنیادین در شکل گیری، تثبیت و پایداری «اراده ی اخلاقی» پرداخته، و دلالت های تربیتی این ارتباط برای پرورش فضائل اخلاقی و اراده ی قوی در متربیان را مورد بررسی و احصاء قرار دهد. در این راستا، نتایج حاصله نشان داد که اراده ی اخلاقی، پدیده ای «تک بعدی نیست»، بلکه یک سازه ی «پیچیده» و «چندوجهی» است که از برهم کنش متقابل میان فرآیندهای شناختی، هیجانی و انگیزشی، در طول زمان، و در بستر تجربیات فردی شکل می گیرد. در این فرآیند، «باورهای شناختی»، چارچوب معنایی و جهت گیری ارزشی اراده ی اخلاقی را فراهم می آورند، و «عواطف و احساسات و هیجانات» نیز، انرژی، انگیزه و حساسیت لازم برای آن را تامین می نمایند. به همین جهت می توان گفت که پایداری و بلوغ اراده ی اخلاقی هر فرد، به توانایی او در ایجاد همسویی میان این دو ساحت، و مدیریت موثر هیجانات از طریق به کارگیری «هوش هیجانی»، وابسته است. از منظر دلالت های تربیتی نیز، چنین نتایجی مبین آن هستند که هرگونه پرورش اراده ی اخلاقی، نیازمند رویکردی «جامع» است که هم مهارت های «شناختی-اخلاقی» مانند تفکر انتقادی و بازسازی شناختی، و هم توانایی های «عاطفی-اجتماعی» نظیر همدلی و تنظیم هیجانی را دربرگیرد، چراکه بدون توجه به این دو ساحت و تعامل دوسویه میان آن ها، تلاش های تربیتی، یا به «انتقال سطحی دانش» محدود خواهند شد، و یا به «انضباط ظاهری و شکننده» تقلیل خواهند یافت، درحالی که اخلاق زیسته، محصولی عمیق تر و پایدارتر است که از پیوند هماهنگ میان «عقل»، «احساس» و «اراده» سرچشمه می گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی مهدیخانی
دکترای برنامه ریزی درسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
مهدیه مهجوری
کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بابل، مازندران، ایران
فاطمه مهدیخانی
کارشناسی ارشد ریاضی کاربردی، دانشکده علوم، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران