تاثیر ماساژ تعادل بر بازآفرینی عملکرد سینوویال و هماهنگی عضله رباط در اختلالات حرکتی مفصل
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 60
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PSASP02_094
تاریخ نمایه سازی: 21 تیر 1405
چکیده مقاله:
بررسی مسئله ی مورد مطالعه در این پژوهش تبیین سازوکارهای زیست مکانیکی سینوویالی و عصبی عضلانی در اختلالات حرکتی مفصل و نقش «ماساژ تعادل» به عنوان یک رویکرد تنظیمگر چند سیستمی است. بر اساس دیدگاه مکتب، تعادل مفصل یک واحد پویا و هوشمند متشکل از تعامل هماهنگ عضله رباط و غشاء سینوویال است و هرگونه ناهماهنگی در این محور منجر به اختلال در تولید و رئولوژی مایع سینوویال افزایش اصطکاک و بروز درد و محدودیت حرکتی می شود. هدف این مطالعه ارائه ی یک مدل مفهومی یکپارچه برای توضیح اثرات ماساژ تعادل بر تنظیم مکانوتراسل سینوویال، بازسازی ماتریکس خارج سلولی هماهنگی عضله-رباط و تنظیم عصبی هورمونی مفصل است. روش پژوهش به صورت مرور نظام مند و تحلیلی منابع علمی سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳ در پایگاه های Scopus، PubMed و Web of Science انجام شد. مقالات منتخب بر اساس دستورالعمل ۲۰۲۰ PRISMA غربالگری شدند و مسیرهای کلیدی نظیر - Piezo۱، FAK-Akt-mTOR، فاکتورهای رشد سینوویال و محور ۱-GH-IGF به عنوان چارچوب تحلیلی به کار رفتند. یافته ها نشان دادند که تحریک مکانیکی کنترل شده مشابه الگوی اعمال شده در ماساژ، تعادل موجب فعال سازی سینوویوسیت ها، افزایش ترشح هیالورونان، بهبود ویسکوالاستیسیته مایع مفصلی و تسهیل تغذیه غضروف می شود. همچنین الگوهای فشار-کشش هماهنگ سبب هم تنظیمی عضله و رباط، بهبود حس عمقی و کاهش پاسخ های التهابی موضعی و سیستمیک می گردد. نتایج نشان می دهد ماساژ تعادل که بنیانگذار آن وحید نثاری با تجربه چندین ساله در حوزه ماساژ درمانی و طب سنتی است فراتر از یک درمان دستی آرام بخش بوده و به عنوان رویکردی هوشمند مبتنی بر مکانوفیزیولوژی توان بازآرایی هماهنگی سینوویال عضلانی-رباطی و احیای تعادل پویای عملکردی مفصل را دارد. این مدل می تواند مبنایی برای توسعه کارآزمایی های بالینی آینده و استانداردسازی آموزشی این روش درمانی باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان