جایگاه و میزان پذیرش قاعده انصاف در فقه امامیه و حقوق ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 55

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IICMOCONF15_211

تاریخ نمایه سازی: 21 تیر 1405

چکیده مقاله:

قاعده انصاف از مفاهیمی است که در نظام های حقوقی مختلف به عنوان ابزاری برای تحقق عدالت قراردادی و جلوگیری از نتایج ناعادلانه در روابط حقوقی مطرح شده است. در حقوق غربی، به ویژه در نظام های حقوقی رومی ژرمنی، انصاف به عنوان معیاری مکمل برای تفسیر، تعدیل و اجرای قراردادها نقش مهمی ایفا می کند. در فقه امامیه، هرچند اصطلاح «قاعده انصاف» به صورت مستقل کمتر به کار رفته است، اما مفاهیم و قواعدی همچون عدالت، نفی ضرر، لزوم رعایت حق و منع ظلم، زمینه های نظری نزدیک به آن را فراهم می سازد. در حقوق ایران نیز، با وجود آنکه قانونگذار به طور صریح از قاعده انصاف به عنوان یک قاعده مستقل یاد نکرده است، اما در مواردی از طریق اصولی مانند حسن نیت، منع سوءاستفاده از حق، لزوم رعایت عدالت در تفسیر قراردادها و برخی مقررات قانونی، آثار و کارکردهای آن قابل مشاهده است.هدف این پژوهش بررسی جایگاه و میزان پذیرش قاعده انصاف در فقه امامیه و حقوق ایران است. بدین منظور، ابتدا مبانی مفهومی و نظری انصاف در منابع فقهی و حقوقی مورد بررسی قرار گرفته و سپس میزان انعکاس آن در قواعد و مقررات حقوقی تحلیل می شود. نتایج بررسی نشان می دهد که اگرچه قاعده انصاف در فقه امامیه به عنوان یک قاعده مستقل و صریح همانند برخی نظام های حقوقی مطرح نشده است، اما از طریق قواعد فقهی عام و اصول حاکم بر عدالت، می توان مبنای پذیرش آن را استنباط کرد. در حقوق ایران نیز، گرایش تدریجی به استفاده از معیارهای منصفانه در تفسیر و اجرای قراردادها مشاهده می شود. بنابراین می توان گفت انصاف به عنوان یک معیار تکمیلی برای تحقق عدالت قراردادی، هرچند به صورت ضمنی، در فقه امامیه و حقوق ایران مورد پذیرش قرار گرفته است.

نویسندگان

سلیمان جدیدی سرای

.استادیار. عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد ایلخچی

مرتضی پاشایان

.دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه آزاد ایلخچی