بررسی مدرسه به عنوان بستر مهمی برای رشد هیجانی، اجتماعی و روانی کودکان و نوجوانان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 47
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
COESEFOI01_710
تاریخ نمایه سازی: 20 تیر 1405
چکیده مقاله:
آموزش مدیریت زمان روزانه، از طریق ایجاد ساختار در فعالیت های تحصیلی و غیرتحصیلی دانش آموزان، نقش مهمی در کاهش تنش های روانی مرتبط با مدرسه ایفا می کند. دانش آموزانی که توانایی برنامه ریزی، اولویت بندی و استفاده بهینه از زمان خود را کسب می کنند، معمولا با احساس آشفتگی و فشار روانی کمتری مواجه می شوند و اعتماد بیشتری به توانایی های خود در انجام تکالیف درسی پیدا می کنند. این افزایش احساس خودکارآمدی تحصیلی، به نوبه خود، اضطراب ناشی از حضور در مدرسه و انجام وظایف آموزشی را کاهش می دهد و احتمال بروز رفتارهای اجتنابی مرتبط با مدرسه گریزی را کم می کند.یافته های این پژوهش همچنین نشان دهنده اثر هم افزا و تعاملی آموزش مهارت های خودمراقبتی روانی و مدیریت زمان است. ترکیب این دو نوع آموزش، رویکردی جامع را شکل می دهد که هم به ابعاد هیجانی و روان شناختی اضطراب می پردازد و هم به جنبه های اجرایی و رفتاری آن توجه دارد. این هم پوشانی موجب می شود دانش آموزان نه تنها بتوانند اضطراب خود را بهتر تنظیم کنند، بلکه ابزارهای عملی لازم برای مدیریت مطالبات تحصیلی روزانه را نیز در اختیار داشته باشند. چنین رویکردی می تواند اثربخشی مداخلات آموزشی را در مقایسه با برنامه هایی که صرفا بر یک بعد از مشکل تمرکز دارند، افزایش دهد.از منظر کاربردی، نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت طراحی و اجرای برنامه های آموزشی مبتنی بر مهارت های زندگی در مدارس تاکید می کند. آموزش مهارت های خودمراقبتی روانی و مدیریت زمان می تواند به عنوان بخشی از برنامه های مشاوره ای و آموزشی مدارس در نظر گرفته شود و به صورت نظام مند در برنامه درسی یا فعالیت های فوق برنامه گنجانده شود. اجرای چنین برنامه هایی می تواند به کاهش اضطراب مدرسه گریزی، بهبود سلامت روان دانش آموزان و افزایش سازگاری تحصیلی آنان منجر شود. علاوه بر این، نتایج این پژوهش می تواند برای مشاوران مدرسه، روان شناسان تربیتی و معلمان راهنمایی عملی برای شناسایی و مداخله موثر در مشکلات اضطرابی دانش آموزان فراهم آورد.از منظر نظری، یافته های پژوهش حاضر با چارچوب های نظری مبتنی بر خودتنظیمی، تنظیم هیجان و رویکردهای شناختی–رفتاری همسو است و شواهد بیشتری را در حمایت از این دیدگاه فراهم می کند که آموزش مهارت های روان شناختی قابل آموزش می تواند به تغییر معنادار در هیجانات و رفتارهای دانش آموزان منجر شود. نتایج این پژوهش همچنین می تواند به غنای ادبیات پژوهشی مربوط به اضطراب مدرسه گریزی بیفزاید و نشان دهد که مداخلات مبتنی بر مدرسه، به ویژه آن هایی که بر توانمندسازی دانش آموزان تمرکز دارند، می توانند نقش مهمی در پیشگیری و کاهش مشکلات روانی ایفا کنند.با وجود یافته های ارزشمند، پژوهش حاضر نیز مانند سایر مطالعات با محدودیت هایی همراه بوده است. از جمله این محدودیت ها می توان به محدود بودن جامعه آماری به یک مقطع تحصیلی یا منطقه جغرافیایی خاص، اتکا به ابزارهای خودگزارشی و عدم بررسی اثرات بلندمدت مداخله اشاره کرد. این محدودیت ها می توانند تعمیم پذیری نتایج را تا حدی تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین، پیشنهاد می شود پژوهش های آینده با نمونه های بزرگ تر و متنوع تر، استفاده از روش های چندمنبعی برای جمع آوری داده ها و بررسی پایداری اثرات مداخله در بازه های زمانی طولانی تر انجام شوند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
جلیله السادات حکیمی نصر آبادی
نویسنده اول