تبیین نقش رویکرد های تجدد طلبانه بر سیاست شهری ایران و ازبکستان در دوره معاصر ( اواخر دوره قاجار و پهلوی اول)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 63
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IMEHNHILET01_138
تاریخ نمایه سازی: 20 تیر 1405
چکیده مقاله:
معماری پدیده ای متکی بر اندیشه و آمیزه ای از عواطف، احساسات و دانش فنی است. شناخت این پدیده در ادوار مختلف مگر با کمک دستیابی به کنه اندیشه و حد دانش فنی آن دوران و آنچه امکان دستیابی به این شناخت را فراهم می آورد ، جز آنچه که از آن دوران و یا در آن دوران به ثبت رسیده است، نیست، خواه متون باشد خواه آثار ساخته شده. ارزیابی و بررسی معماری اروپا، امریکا و ممالک پیشرفته صنعتی به خصوص در ممالکی که رشد و پیشرفت آن ها از یک تداوم طبیعی و تدریجی برخوردار بوده است، کار مشکلی نیست. ولی اگر خواسته شود همین سیستم فکری در مورد معماری گذشته ایران و ازبکستان مورد بررسی قرار گرفته شود، به خوبی دریافته می شود که مجموعه تحولات معماری در ایران و همچنین در کشور ازبکستان علاوه بر اینکه تحت تسلط شرایط اقلیمی خاص این مناطق قرار داشته و صرف نظر از اینکه عوامل اقتصادی بر آن تاثیر داشته، دو عامل مهم دیگر، یکی سنت های قدیمی و دیگری سیستم سیاسی حاکم بر زمان و جریانات فکری، در به وجود آوردن معماری معاصر این دو منطقه به شدت تاثیرگذار بوده اند. به همین دلیل دسته بندی های سبک شناسانه ای که توسط محقق در این پژوهش در مورد معماری معاصر ایران و ازبکستان صورت گرفته است، با سلسله های حاکم بر ممالک رابطه مستقیم دارد. گستره تاریخی برگزیده مولف ،گذار به سده بیستم و بیست و یکم میلادی است و آغاز دهه های بعد از انقلاب مشروطیت ایران، هنگامی که نخستین فرآورده های نو به میدان می آیند. از گذشته های دور ازبکستان جزئی از قلمرو اصلی ایران به شمار می آمده اندو داشتن ریشه های غنی فرهنگی و تاریخی مشترک میان آن دو سعی بر آن است تا با طرح مطالعه تطبیقی تاثیر جریان های فکری و سیاسیو اجتماعی حاکم بر جوامع را بر چگونگی شکل گیری معماری این دو سرزمین در دوره معاصر مورد بررسی وقیاس قرار گیرد. تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و تغییر ساختارهای جمعیتی( مهاجرت روستاییان و کوچ نشینان به شهرها) در کشور ازبکستان در دوره معاصر شامل تحولات گسترده ای بوده است که تاثیرات آن در همه حوزه های هنر ومعماری آشکار است. هدف از این پژوهش، شناخت و بررسی نقش جریانات فکری، اجتماعی و فرهنگی تجددطلبانه و همچنین شرایط سیاسی حاکم بر جامعه در شکل گیری سیاست های شهری ایران و ازبکستان می باشد تا به این سوالات پاسخ داده شود: جریانات فکری، اجتماعی و فرهنگی نوگرا و همچنین شرایط سیاسی حاکم بر ایران و ازبکستان در دوره معاصر چه تاثیری بر شکل گیری معماری این دوره داشته است؟ معماری معاصر ایران در مقایسه با معماری معاصر ازبکستان تا چه حد توانسته است از الگوهای تاریخی و هویتی مشترک در جهت بازیابی و احیای ریشه های فرهنگی و تاریخی خود بهره ببرد؟ این پژوهش به صورت تطبیقی و با رویکردی کیفی به کمک مطالعات اسنادی و میدانی صورت گرفته است که از روش تحقیق تاریخی-تفسیری در بخش گردآوری مبانی نظری تاریخی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی در زمینه تحلیل آثار معماری استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند که مولفه های سبک شناسانه در هر سه بعد عینی، عملکردی و کالبدی در دو کشور به صورت مشابه تجلی یافته اند اما ازبکستان از سال ۱۹۷۱ م. تا کنون سعی در بازیابی ریشه های تاریخی و هویتی خود داشته است که نمونه بارز دستیابی به سبک ملی گرا را می توان در تزئینات و طرح های دوران اسلامی به کار گرفته شده در نمای ساختمان های ساخته شده در این دوران مشاهده نمود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نازنین اسلامی
دانش آموخته دکتری تخصصی معماری، گروه معماری، واحد بندر انزلی، دانشگاه آزاد اسلامی، گیلان، ایران