تحلیل نقش محیط های آموزش دهنده و شهرهای دوستدار کودک در تحقق توسعه پایدار شهری: مورد مطالعه شهر بجنورد

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IICMOCONF17_112

تاریخ نمایه سازی: 20 تیر 1405

چکیده مقاله:

رشد شتابان شهرنشینی و چالش های ناشی از آن، پارادایم توسعه پایدار شهری را به یکی از مهم ترین اولویت های برنامه ریزی در قرن بیست و یکم بدل کرده است. در این میان، توجه به کیفیت زندگی آسیب پذیرترین گروه های اجتماعی، به ویژه کودکان، به عنوان شاخصی کلیدی برای سنجش پایداری و سلامت یک جامعه شهری، اهمیت فزاینده ای یافته است. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش کتابخانه ای، به بررسی و تحلیل نقش دوگانه “محیط های آموزش دهنده” و “شهرهای دوستدار کودک” به عنوان کاتالیزورهای کلیدی در فرآیند دستیابی به توسعه پایدار شهری می پردازد. پردازش آماری پژوهش،قدرت نتیجه گذاری عوامل گوناگون بر ابتکار را مشخص ساخته است. در میان تمام مولفه ها، بعد های رفتاری و تعاملات اجتماعی در فضا با ضریب بتای بسیار قابل توجه ۰.۵۶۰، بالاترین وزن را در مدل شما به خود اختصاص داده است. این عدد برجسته بیانگر این است که ابتکار در این اجتماع هدف، یک روند مشارکتی است؛ محیط هایی که فرصت های بیشتری برای گفتگو، بازی های گروهی، مذاکره و حل مسئله مشترک فراهم می کنند، به مراتب کارآمد تر از محیط هایی هستند که تنها بر فعالیت های فردی متمرکز شدن شده اند. در مقابل، ضعیف ترین وضعیت شناسایی شده مربوط به مولفه “رشد ابتکار به کمک امکانات” است. این ضعف به مفهوم کمبود یا عدم کفایت ابزارهای تخصصی است که مستقیما محرک تفکر مبتکر هستند؛ این ابزارها مشتمل بر وسایل ساخت و ساز منعطف، مواد هنری با پتانسیل بالا برای ترکیب و تغییر، و محیط های شبیه سازی شده برای تمرین مهارت های حل مسئله می باشند. بنابراین، راه چاره های پیشنهادی باید با اولویت بندی این نقص، بر تجهیز فضا با ابزارهای خلاقانه و چندمنظوره متمرکز شدن شوند تا شکاف بین پتانسیل فضا و امکانات فعال سازی این پتانسیل پر شود. در نهایت، راه چاره های عملیاتی پیشنهادی، یک رویکرد متعادل را ترسیم می کنند. این راه چاره ها تاکید دارند که استفاده از فناوری باید هدفمند و مکمل باشد (با سهم ۱۲.۹%)، و نباید جایگزین تعاملات انسانی شود. مهم تر از آن، بر لزوم غنی سازی محیط با مولفه ها خیال پردازانه و بومی تاکید شده است. این مولفه ها که ریشه در فرهنگ و محیط اطراف کودکان دارند، به طور مستقیم کنجکاوی، تفکر واگرا و توانایی مشاهده و تفسیر محیط را بهبود می کنند، که این امر اساس توسعه ابتکار پایدار در بلندمدت است.

نویسندگان

فرزانه ایزانلو

کارشناسی برنامه ریزی شهری،ارشد دانشگاه بجنورد، ایران.

علی اصغر پیله ‍ور

عضو هیات علمی دانشگاه بجنورد

عاطفه صداقتی

عضو هیات علمی دانشگاه بجنورد