بررسی تاثیر به کارگیری هوش مصنوعی بر کیفیت گزارش گری مالی و کاهش خطاهای حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 67

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_255

تاریخ نمایه سازی: 19 تیر 1405

چکیده مقاله:

هدف این پژوهش، بررسی تاثیر به کارگیری هوش مصنوعی بر کیفیت گزارش گری مالی و کاهش خطاهای حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. با توجه به تحولات شتابان فناوری و نقش روزافزون هوش مصنوعی در خودکارسازی فرایندهای حسابداری و حسابرسی، شناخت تاثیر این فناوری بر کیفیت اطلاعات مالی و کاهش خطاهای حرفه ای، به یک ضرورت نظری و عملی تبدیل شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل حسابرسان، مدیران مالی و حسابداران ارشد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۳۸۴ پرسشنامه قابل تحلیل جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد با طیف پنج درجه ای لیکرت بوده که روایی و پایایی آن از طریق تحلیل عاملی تاییدی و ضریب آلفای کرونباخ (بالاتر از ۸۷/۰) تایید شده است. برای آزمون فرضیه ها، از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که به کارگیری هوش مصنوعی تاثیر مثبت و معناداری بر کیفیت گزارش گری مالی (۰۹/۱۱β= ۶۱/۰t=) و تاثیر منفی و معناداری بر کاهش خطاهای حسابرسی(۱/۰-β= ۵۸/۰t=) دارد. همچنین، کیفیت گزارش گری مالی نقش میانجی جزئی در رابطه بین هوش مصنوعی و کاهش خطاهای حسابرسی ایفا می کند و حدود ۶۷ درصد از تاثیر غیرمستقیم از این مسیر منتقل می شود. علاوه بر این، اندازه شرکت و نوع صنعت به عنوان متغیرهای تعدیل گر، رابطه بین هوش مصنوعی و کیفیت گزارش گری مالی را تقویت می کنند؛ به گونه ای که در شرکت های بزرگ تر و صنایع دانش بنیان، این تاثیر قوی تر است. در نتیجه گیری کلی، پژوهش حاضر ضمن تاکید بر نقش تحول آفرین هوش مصنوعی در ارتقای کیفیت گزارشگری مالی و کاهش خطاهای حسابرسی، بر ضرورت سرمایه گذاری در زیرساخت های فناوری، توانمندسازی نیروی انسانی و تدوین استانداردهای مناسب برای بهره مندی از این فناوری در بازار سرمایه ایران تاکید دارد. با وجود محدودیت های مقطعی بودن داده ها و خودگزارش دهی، این پژوهش گامی موثر در پیوند ادبیات حسابرسی و فناوری اطلاعات در بستر بازار نوظهور ایران برداشته و مسیرهای روشنی برای پژوهش های طولی، تطبیقی و بین صنعتی آینده ترسیم می نماید.

نویسندگان

هاله نوری

کارشناس ارشد، مدیریت بازرگانی، تبریز، ایران.