بررسی الگوی یکپارچه سازی هوش مصنوعی مولد در فرایند تدریس با تاکید بر شایستگی های حرفه ای معلمان
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_254
تاریخ نمایه سازی: 19 تیر 1405
چکیده مقاله:
با ظهور شگرف هوش مصنوعی مولد (Generative AI)، پارادایم های سنتی یاددهی-یادگیری با چالشی بنیادین روبرو شده اند. برخلاف ابزارهای دیجیتال پیشین، هوش مصنوعی مولد با توانایی تولید محتوای نو و تعامل پویا، نیازمند بازتعریف نقش معلم است. با این حال، شکاف موجود میان پتانسیل های این فناوری و آمادگی عملیاتی معلمان، مانع از بهره برداری بهینه از این ابزارها در کلاس های درس شده است. پژوهش حاضر با هدف ترسیم الگوی مناسب برای یکپارچه سازی هوش مصنوعی مولد در فرایند تدریس و شناسایی ابعاد شایستگی های حرفه ای مورد نیاز معلمان در عصر هوش مصنوعی انجام شده است.روش شناسی:این پژوهش با رویکرد ترکیبی (Mixed-Methods) طراحی شده است. در فاز نخست، با استفاده از روش مرور نظام مند ادبیات (Systematic Review)، مولفه های اصلی یکپارچه سازی هوش مصنوعی در آموزش استخراج گردید. در فاز دوم، برای تدوین الگوی پیشنهادی، از روش کیفی (مصاحبه عمیق با خبرگان تکنولوژی آموزشی) و در فاز سوم، جهت اعتبارسنجی الگو، از روش کمی (پرسشنامه لایتلیش/دلفی یا رویکرد مشابه) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان و متخصصان حوزه تعلیم و تربیت بود که نمونه گیری هدفمند در آن ها صورت گرفت.یافته ها:یافته های پژوهش نشان می دهد که یکپارچه سازی موفق هوش مصنوعی مولد مستلزم گذار از “استفاده ابزاری” به “همکاری هوشمندانه” است. الگوی استخراج شده شامل چهار رکن اصلی است: ۱) طراحی آموزشی هوشمند (Prompt Engineering در تدوین طرح درس)، ۲) شخصی سازی یادگیری (Adaptive Learning)، ۳) ارزیابی تکمیلی (تولید بازخوردهای آنی) و ۴) مدیریت اخلاق دیجیتال. همچنین، نتایج نشان داد که شایستگی های حرفه ای معلمان از حالت سنتی به سمت “سواد هوش مصنوعی” (AI Literacy)، “تفکر انتقادی در مواجهه با خروجی های ماشینی” و “طراحی تجربه یادگیری انسان-ماشین” تغییر جهت داده است.نتیجه گیری و کاربردها:نتایج این مطالعه تاکید می کند که تنها تمرکز بر مهارت های فنی کافی نیست؛ بلکه توسعه شایستگی های معرفتی و اخلاقی معلمان برای هدایت فرایند تدریس در حضور هوش مصنوعی، حیاتی است. الگوی پیشنهادی می تواند به عنوان چارچوبی برای برنامه ریزان آموزشی جهت تدوین دوره های توانمندسازی معلمان و همچنین راهنمایی برای معلمان در جهت استفاده هدفمند و خلاقانه از هوش مصنوعی در کلاس درس مورد استفاده قرار گیرد.
نویسندگان
فرشاد بینا
آمورش و پرورش دیشموک
فرخنده اندیشه
آمورش و پرورش دیشموک