بررسی تمرکز آموزش از انتقال صرف دانش به سمت پرورش شایستگی ها، یادگیری مادام العمر و بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 62
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_818
تاریخ نمایه سازی: 18 تیر 1405
چکیده مقاله:
تحولات گسترده علمی، فناوری، اقتصادی و اجتماعی در دهه های اخیر، نظام های آموزشی سراسر جهان را با چالش ها و فرصت های تازه ای روبه رو ساخته است. در چنین شرایطی، دیگر نمی توان با تکیه بر الگوهای سنتی آموزش که عمدتا بر انتقال یک سویه اطلاعات، حفظ مطالب و موفقیت در آزمون های حافظه محور استوار هستند، پاسخگوی نیازهای جامعه دانش بنیان و پیچیده امروز بود. جهان معاصر به افرادی نیاز دارد که علاوه بر برخورداری از دانش تخصصی، توانایی تحلیل مسائل، تصمیم گیری آگاهانه، حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت، همکاری، سازگاری با تغییرات، بهره گیری از فناوری های نوین و یادگیری مستمر را نیز در اختیار داشته باشند. از این رو، اثربخشی نظام آموزشی زمانی تحقق می یابد که آموزش بتواند زمینه رشد همه جانبه یادگیرندگان را فراهم سازد و آنان را برای ایفای نقش موثر در زندگی فردی، اجتماعی و حرفه ای آماده کند.بررسی مباحث نظری و یافته های پژوهشی نشان می دهد که آموزش مبتنی بر شایستگی، یادگیری فعال و فناوری های آموزشی، سه رکن اساسی در تحول نظام های آموزشی نوین به شمار می روند. هر یک از این رویکردها به تنهایی می توانند بخشی از کاستی های آموزش سنتی را برطرف کنند، اما زمانی که به صورت هماهنگ، هدفمند و مکمل یکدیگر به کار گرفته شوند، ظرفیت بسیار بیشتری برای ارتقای کیفیت آموزش و افزایش اثربخشی نظام آموزشی خواهند داشت. این سه مولفه نه تنها موجب بهبود عملکرد تحصیلی فراگیران می شوند، بلکه زمینه رشد مهارت های شناختی، اجتماعی، عاطفی، ارتباطی و حرفه ای را نیز فراهم می کنند.نتایج این بررسی نشان داد که آموزش مبتنی بر شایستگی با تغییر نگرش نسبت به اهداف آموزش، تمرکز را از انتقال صرف دانش به توسعه توانایی های واقعی فراگیران منتقل می کند. در این رویکرد، دانش آموزان صرفا دریافت کننده اطلاعات نیستند، بلکه یاد می گیرند چگونه آموخته های خود را در موقعیت های واقعی زندگی به کار گیرند، برای مسائل پیچیده راه حل ارائه دهند، مسئولیت تصمیم های خود را بپذیرند و با شرایط متغیر محیطی سازگار شوند. این ویژگی موجب می شود فاصله میان آموزش رسمی و نیازهای واقعی جامعه کاهش یابد و فارغ التحصیلان آمادگی بیشتری برای ورود به دانشگاه، بازار کار و زندگی اجتماعی داشته باشند.از سوی دیگر، یافته های پژوهش نشان می دهد که یادگیری فعال نقش تعیین کننده ای در تعمیق فرآیند یادگیری دارد. مشارکت مستقیم فراگیران در فعالیت های آموزشی، بحث های گروهی، حل مسئله، پروژه های عملی، پژوهش، کاوشگری و تعامل مستمر با معلمان و همسالان، موجب می شود یادگیری از حالت سطحی و حافظه محور خارج شده و به یادگیری معنادار، پایدار و کاربردی تبدیل شود. همچنین این رویکرد باعث افزایش انگیزش درونی، اعتمادبه نفس، مسئولیت پذیری، خودتنظیمی، استقلال در یادگیری و توسعه مهارت های ارتباطی دانش آموزان می شود. در نتیجه، کلاس درس از محیطی منفعل به محیطی پویا، مشارکتی و خلاق تبدیل می شود که در آن یادگیرندگان نقش اصلی را در ساخت دانش ایفا می کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان