آثار حقوق بنیادین بشر در نظام حقوق بشر بینالمللی و اسلامی
سال انتشار: 784
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: انگلیسی
مشاهده: 80
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CSJLP-8-1_010
تاریخ نمایه سازی: 16 تیر 1405
چکیده مقاله:
حقوق بنیادین بشر به عنوان حقوقی غیرقابل سلب و تعلیق، جایگاهی محوری در نظام های حقوقی بین المللی و اسلامی دارد. این دسته از حقوق، نه تنها به مثابه ضمانت هایی برای کرامت ذاتی انسان مطرح اند، بلکه آثار عمیق و دامنه داری در ساختار حقوقی هر دو نظام بر جای گذاشته اند. در نظام حقوق بشر بین المللی، حقوق بنیادین به دلیل ماهیت آمره، نقشی اساسی در مسئولیت بین المللی دولت ها ایفا می کنند و در حوزه هایی همچون حقوق بشردوستانه، تجارت بین الملل، صلاحیت کیفری جهانی و محدودسازی حاکمیت دولت ها دارای اثرگذاری گسترده اند. در نظام حقوق بشر اسلامی نیز، با تکیه بر منابعی چون قرآن، سنت و اجتهاد، حقوق بنیادین به مثابه حقوقی برخاسته از فطرت و اراده الهی شناسایی می شوند. آثار این حقوق در فقه و اصول فقه از طریق قواعدی چون نفی ضرر، عدالت، استیفای حق و احترام به نفس انسانی بازتاب می یابد. با وجود نقاط اشتراک چون کرامت انسانی و عمومیت در شمول، تفاوت های قابل توجهی در منطق استنباط، دامنه شمول و نحوه اجرای این حقوق در دو نظام دیده می شود. این تفاوت ها در عمل منجر به بروز آثار متمایزی در زمینه های حقوقی، اجتماعی و اجرایی می گردد که تحلیل آن ها، مسیر مناسبی برای گفت وگوی بین فرهنگی و ارتقای فهم مشترک از عدالت و حقوق بشر فراهم می سازد. حقوق بنیادین بشر به عنوان حقوقی غیرقابل سلب و تعلیق، جایگاهی محوری در نظام های حقوقی بین المللی و اسلامی دارد. این دسته از حقوق، نه تنها به مثابه ضمانت هایی برای کرامت ذاتی انسان مطرح اند، بلکه آثار عمیق و دامنه داری در ساختار حقوقی هر دو نظام بر جای گذاشته اند. در نظام حقوق بشر بین المللی، حقوق بنیادین به دلیل ماهیت آمره، نقشی اساسی در مسئولیت بین المللی دولت ها ایفا می کنند و در حوزه هایی همچون حقوق بشردوستانه، تجارت بین الملل، صلاحیت کیفری جهانی و محدودسازی حاکمیت دولت ها دارای اثرگذاری گسترده اند. در نظام حقوق بشر اسلامی نیز، با تکیه بر منابعی چون قرآن، سنت و اجتهاد، حقوق بنیادین به مثابه حقوقی برخاسته از فطرت و اراده الهی شناسایی می شوند. آثار این حقوق در فقه و اصول فقه از طریق قواعدی چون نفی ضرر، عدالت، استیفای حق و احترام به نفس انسانی بازتاب می یابد. با وجود نقاط اشتراک چون کرامت انسانی و عمومیت در شمول، تفاوت های قابل توجهی در منطق استنباط، دامنه شمول و نحوه اجرای این حقوق در دو نظام دیده می شود. این تفاوت ها در عمل منجر به بروز آثار متمایزی در زمینه های حقوقی، اجتماعی و اجرایی می گردد که تحلیل آن ها، مسیر مناسبی برای گفت وگوی بین فرهنگی و ارتقای فهم مشترک از عدالت و حقوق بشر فراهم می سازد.
کلیدواژه ها:
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :