بازنمایی و تطبیق مفهوم عشق در دو منظومه روایی کلاسیک فارسی: مطالعه ای بر داستان بیژن و منیژه در شاهنامه و لیلی و مجنون در خمسه نظامی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3323
تاریخ نمایه سازی: 16 تیر 1405
چکیده مقاله:
ادبیات کلاسیک فارسی، همواره یکی از مهم ترین عرصه های بازتاب عواطف انسانی، به ویژه عشق، بوده است و شاعران بزرگ فارسی زبان، هر یک با جهان بینی و سبک خاص خود، به تبیین این مفهوم پرداخته اند. در میان آثار برجسته ادب فارسی، داستان بیژن و منیژه در شاهنامه فردوسی و منظومه لیلی و مجنون در خمسه نظامی، دو نمونه شاخص از روایت عشق به شمار می روند که با وجود تفاوت در ساختار، فضا، نوع شخصیت پردازی و غایت روایت، هر دو جایگاهی ممتاز در تبیین ابعاد انسانی، عاطفی و فرهنگی عشق دارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه مفهوم عشق، شیوه بازنمایی آن و کارکردهای روایی و معنایی این احساس در دو اثر یادشده انجام شده است.این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد مقایسه ای، به بررسی جلوه های عشق در دو منظومه پرداخته و می کوشد نشان دهد که عشق در داستان بیژن و منیژه، بیش از آن که وجهی صرفا عرفانی یا ذهنی داشته باشد، در بستری حماسی، زمینی و کنش محور شکل می گیرد و با ماجراجویی، خطر، وفاداری و ایستادگی پیوند می یابد؛ در حالی که عشق در لیلی و مجنون، صورتی عمیقا درونی، رنج آلود، آرمان گرا و تا حدی متعالی پیدا می کند و از سطح یک رابطه انسانی فراتر رفته، به تجربه ای روحی و وجودی تبدیل می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که فردوسی در روایت عشق بیژن و منیژه، بر پویایی داستان، جسارت معشوقه، پیوند عشق با حماسه و نقش سرنوشت در آزمون عاشقان تاکید دارد، اما نظامی در لیلی و مجنون، عشق را در قالب رنج، فراق، جنون، تعالی روح و شکست در وصال دنیوی به تصویر می کشد.نتایج این بررسی همچنین بیانگر آن است که در هر دو اثر، عشق نیرویی تحول آفرین و هویت ساز است، اما کارکرد آن یکسان نیست؛ در شاهنامه، عشق عاملی برای حرکت، مقاومت و نجات است، در حالی که در خمسه نظامی، عشق بیشتر به عاملی برای سلوک درونی، رنج قدسی و گسست از جهان مادی تبدیل می شود. از این رو می توان گفت که فردوسی و نظامی، با تکیه بر دو سنت روایی متفاوت، دو قرائت متمایز از عشق را در ادبیات فارسی عرضه کرده اند: یکی عشق در پیوند با حماسه و زندگی و دیگری عشق در نسبت با رنج، آرمان و تعالی. این تفاوت، افزون بر آشکار ساختن تنوع نگاه به عشق در متون کلاسیک فارسی، ظرفیت گسترده این آثار را برای مطالعات تطبیقی، ادبی و فرهنگی نشان می دهد.
نویسندگان
منصور ریاحی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، شاغل آموزش و پرورش زرین شهر، مقطع متوسطه دوم، هنرستان ملاصدرا