بررسی ساختاری رابطه میان خودکارآمدی تدریس، تفکر بازتابی و نوآوری پداگوژیک معلمان با نقش واسطه ای اشتیاق شغلی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 47

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3321

تاریخ نمایه سازی: 16 تیر 1405

چکیده مقاله:

تحولات شتابان نظام های آموزشی و افزایش انتظارات از کیفیت یاددهی–یادگیری، توجه به متغیرهای روان شناختی و حرفه ای موثر بر عملکرد معلمان را به یکی از محورهای اصلی پژوهش های آموزشی تبدیل کرده است. در این میان، خودکارآمدی تدریس به عنوان باوری بنیادین نسبت به توانایی معلم در مدیریت کلاس، انتقال موثر محتوا و تسهیل یادگیری، می تواند بستر شکل گیری نگرش های حرفه ای مثبت و کنش های آموزشی خلاقانه را فراهم آورد. از سوی دیگر، تفکر بازتابی با فراهم کردن امکان بازنگری مستمر در تجربه های تدریس، تحلیل انتقادی عملکرد و اصلاح راهبردهای آموزشی، نقش مهمی در ارتقای کیفیت عمل تربیتی ایفا می کند. همچنین نوآوری پداگوژیک معلمان به عنوان یکی از مولفه های اساسی بهبود آموزش، در گرو مجموعه ای از ظرفیت های فردی، انگیزشی و حرفه ای است که باید در قالب الگوهای تبیینی دقیق مورد بررسی قرار گیرد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مدل یابی ساختاری رابطه میان خودکارآمدی تدریس، تفکر بازتابی و نوآوری پداگوژیک معلمان با نقش واسطه ای اشتیاق شغلی انجام شد.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را معلمان تشکیل دادند که از میان آنان نمونه ای با روش نمونه گیری مناسب انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد خودکارآمدی تدریس، تفکر بازتابی، اشتیاق شغلی و نوآوری پداگوژیک گردآوری شد و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری و شاخص های برازش مدل استفاده گردید. یافته ها نشان داد که خودکارآمدی تدریس و تفکر بازتابی دارای اثر مستقیم و معنادار بر نوآوری پداگوژیک معلمان هستند. همچنین، این دو متغیر بر اشتیاق شغلی نیز اثر مثبت و معنادار داشتند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد اشتیاق شغلی به صورت مستقیم نوآوری پداگوژیک را پیش بینی می کند و در رابطه میان خودکارآمدی تدریس و نوآوری پداگوژیک، و نیز میان تفکر بازتابی و نوآوری پداگوژیک، نقش واسطه ای معناداری ایفا می کند. به بیان دیگر، معلمانی که از سطح بالاتری از خودکارآمدی تدریس و تفکر بازتابی برخوردارند، از طریق افزایش اشتیاق شغلی، آمادگی بیشتری برای به کارگیری روش های نوین، طراحی یادگیری خلاق و پذیرش تغییرات آموزشی از خود نشان می دهند.در مجموع، نتایج این پژوهش بر اهمیت طراحی برنامه های توانمندسازی حرفه ای معلمان با تاکید بر تقویت باورهای خودکارآمدی، توسعه مهارت های بازتابی و ارتقای اشتیاق شغلی به منظور افزایش نوآوری در تدریس دلالت دارد. این یافته ها می تواند برای سیاست گذاران آموزشی، مدیران مدارس و برنامه ریزان توسعه حرفه ای معلمان در جهت بهبود کیفیت آموزش و یادگیری سودمند باشد.

نویسندگان

معصومه علیکی

اموزش و پرورش سبزوار

مریم سادات علوی پارسا

اموزش و پرورش سبزوار

رقیه سادات سجادی صدر

اموزش و پرورش سبزوار

زهرا فرزانه

اموزش و پرورش سبزوار

ریحانه کاشکی

اموزش و پرورش سبزوار