بررسی توانایی معلم در هماهنگ سازی جریان یادگیری میان دانش آموزان و ابزارهای هوش مصنوعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 52

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3315

تاریخ نمایه سازی: 16 تیر 1405

چکیده مقاله:

با گذار شتابان نظام های آموزشی به سوی ادغام فناوری های نوظهور، هوش مصنوعی (AI) نه تنها به عنوان یک ابزار کمکی، بلکه به عنوان یک کنشگر فعال در محیط کلاس درس ظهور کرده است. با این حال، فقدان راهبردهای عملیاتی برای مدیریت تعامل سه گانه میان «معلم»، «دانش آموز» و «هوش مصنوعی» منجر به بروز چالش هایی نظیر گسست شناختی و کاهش عاملیت یادگیرنده شده است. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین ظرفیت ها و مهارت های مورد نیاز معلمان برای هماهنگ سازی (Synchronization) جریان یادگیری است تا تعادل میان خودکارسازی آموزشی و تعاملات انسانی حفظ شود. هدف این مطالعه، شناسایی مولفه های کلیدی در مدیریت هوشمندانه کلاس درس در عصر دیجیتال و ارائه الگویی برای تقویت نقش تسهیل گری معلم در مواجهه با ابزارهای هوشمند است.این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای تماتیک (Thematic Analysis) انجام شده است. داده ها از طریق مرور نظام مند ادبیات پژوهش در پایگاه های داده معتبر علمی و همچنین مصاحبه های نیمه ساختاریافته با نمونه ای از معلمان پیشرو در حوزه فناوری آموزشی گردآوری شد. فرآیند تحلیل با کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت تا الگوهای رفتاری و راهبردهای تدریس معلمان در استفاده از سیستم های هوش مصنوعی (مانند سیستم های تدریس هوشمند و دستیارهای مولد) استخراج گردد.نتایج نشان می دهد که هماهنگ سازی موفق جریان یادگیری، تابعی از سه مهارت بنیادین معلم است: ۱) سواد الگوریتمیک: درک منطق عملکرد ابزارهای هوش مصنوعی برای پیش بینی و مدیریت خروجی های آموزشی؛ ۲) مدیریت تعاملات سه گانه: توانایی معلم در پیوند زدن بازخوردهای هوش مصنوعی با نیازهای عاطفی و اجتماعی دانش آموزان؛ و ۳) عاملیت انتقادی: حفظ جایگاه معلم به عنوان داور نهایی و راهبر جریان تفکر، به گونه ای که ابزار هوشمند تنها نقش پشتیبان را ایفا کند. یافته ها حاکی از آن است که معلمان موفق به جای مقاومت در برابر AI یا واگذاری کامل سکان هدایت به آن، از رویکرد «هم آفرینی» (Co-creation) بهره می برند که در آن، ابزار هوشمند مسئول شخصی سازی محتوا (Personalization) و معلم مسئول جهت دهی معنایی و اخلاقی به فرآیند یادگیری است.این مطالعه تاکید می کند که تغییر پارادایم آموزشی از «معلم محوری» به «هوش محوری» یک مغالطه استراتژیک است. در عوض، الگوی مطلوب، «معلم راهبری هوشمند» است که در آن معلم به مثابه یک معمار جریان یادگیری عمل می کند. توانایی هماهنگ سازی جریان یادگیری، نه یک مهارت فنی ساده، بلکه یک مهارت نرم و پیچیده است که نیازمند بازنگری در برنامه های تربیت معلم و توسعه حرفه ای آنان می باشد. این پژوهش پیشنهاد می کند که برای پیشگیری از فرسودگی ناشی از فناوری و اطمینان از اثربخشی آموزشی، باید ابزارهای هوش مصنوعی به گونه ای طراحی شوند که “شفافیت شناختی” (Cognitive Transparency) را برای معلم افزایش دهند، نه اینکه بار تصمیم گیری او را مخدوش نمایند.

نویسندگان

فهیمه خزایی

سطح ۳ حوزه،رشته فقه و اصول