امنیت آب کلان شهر زاهدان در پیوند تغییر اقلیم و هیدروپلیتیک فرامرزی حوضه هیرمند
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 145
فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_GIAJ-16-59_002
تاریخ نمایه سازی: 16 تیر 1405
چکیده مقاله:
امنیت آب، به عنوان یکی از ابعاد بنیادین امنیت انسانی در دهه های اخیر و به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک جهان، به مسئله ای راهبردی و چندبعدی تبدیل شده است. کلانشهر زاهدان، بهدلیل قرارگیری در اقلیم خشک، رشد سریع جمعیت، گسترش سکونتگاه های غیررسمی و وابستگی منابع تامین آب شهری به منابع برونمرزی (انتقال آب از چاه نیمه های زابل به زاهدان)، با سطح بالایی از آسیب پذیری آبی مواجهاست. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی جامع امنیت آب کلانشهر زاهدان، تاثیرات هم زمان تغییر اقلیم و مناسبات هیدروپلیتیکی حوضه آبریز فرامرزی هیرمند را بر پایداری منابع آب این شهر مورد بررسی قرارمی دهد. روش تحقیق از نوع کاربردی و مبتنی بر رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) است. در بخش اقلیمی، از داده های پایگاه «CRU» و شاخص استاندارد بارش–تبخیر–تعرق (SPEI) در دوره ۱۹۹۱–۲۰۲۲ به منظور تحلیل روندهای دما، بارش و خشکسالی در حوضه هیرمند استفاده شدهاست. در بخش هیدروپلیتیکی، با روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی معاهده ۱۳۵۱، اسناد و گزارشها درخصوص سیاست ها و اقدامات زیرساختی افغانستان به عنوان کشور بالادست و تحلیل فضایی–ژئوپلیتیکی روابط دو کشور پرداخته شده است. یافته های اقلیمی نشان می دهد که حوضه هیرمند طی سه دهه اخیر، با افزایش معنادار دما، کاهش تدریجی بارش و تشدید فراوانی و شدت خشکسالی ها مواجه بوده است؛ بهگونهای که بهازای هر دهه، بارش در کلانشهر زاهدان ۷.۹۴ میلیمتر کاهش یافته است؛ روندی که ظرفیت طبیعی حوضه برای تامین پایدار آب را به شدت تضعیفکرده و وابستگی مناطق پایین دست، به ویژه زاهدان را به آوردههای ناپایدار رودخانه افزایش داده است. از سوی دیگر، تحلیل هیدروپلیتیکی، حاکی از غلبه الگوی رقابت و هیدروهژمونی در مناسبات ایران و افغانستان است. توسعه سدها و طرح های انحرافی نظیر سد کمال خان، همراه با ضعف سازوکارهای اجرایی معاهده ۱۳۵۱ هیرمند، فشار مضاعفی بر امنیت آب زاهدان وارد کرده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ناامنی آب زاهدان حاصل برهم کنش پیچیده عوامل طبیعی (تغییر اقلیم) و انسانی–سیاسی (هیدروپلیتیک) است و تداوم آن می تواند پیامدهای گسترده ای برای امنیت غذایی، اجتماعی، اقتصادی و ملی به همراه داشته باشد
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه بخشی شادمهری
دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
سید هادی زرقانی
استاد جغرافیای سیاسی، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
عباسعلی داداشی رودباری
استادیار اقلیم شناسی، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :