مبانی سیاست گذاری عمومی در جمهوری اسلامی ایران؛ از حکمرانی خوب تا الگوی حکمرانی متعالی
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 16 تیر 1405
چکیده مقاله:
هدف این پژوهش، تدوین یک الگوی مفهومی برای سیاست گذاری عمومی در ایران است که فراتر از دوگانه انگاری، به هم افزایی میان شاخص های جهانی «حکمرانی خوب» و اصول «حکومت دینی» بینجامد. این پژوهش از نوع کاربردی است و با رویکرد توصیفی- تحلیلی با متد تحلیل تطبیقی ساختاری انجام شده است. برخلاف روش های سنتی، تمرکز این متد بر مقایسه «ساختارهای مبنایی» دو پارادایم است. گردآوری داده ها به صورت اسنادی و عمیق شامل منابع دسته اول فقهی (اصول فقه و فقه سیاسی)، متون حقوقی (قانون اساسی و قوانین بالا دستی) و اسناد بین المللی است. تحلیل داده ها با تکنیک تحلیل محتوای کیفی هدفمند صورت گرفته است. شاخص های حکمرانی خوب به عنوان کد های از پیش تعیین شده در نظر گرفته شده و معادل های فقهی-حقوقی آن ها در متون بومی استخراج و کدگذاری شده اند تا میزان همگرایی و واگرایی مشخص شود. تحلیل تطبیقی در سطح ساختاری نشان داد که همگرایی عمیقی در اصول اجرایی وجود دارد؛ مفاهیمی چون شفافیت، پاسخگویی و حاکمیت قانون در حکمرانی خوب، دارای معادل های قدرتمندی چون «نظارت همگانی» و «عدل و قسط» در حکومت دینی هستند. واگرایی اصلی تنها در «منشا مشروعیت» و «غایت نهایی» است. این واگرایی با استفاده از دو ابزار فقهی- مدیریتی «اجتهاد پویا» و «مصلحت سنجی نظام» قابل مدیریت در فرآیند طراحی سیاست است. الگوی پیشنهادی پژوهش، موسوم به «حکمرانی متعالی»، بر اساس سه گانه مشروعیت، مقبولیت و کارآمدی استوار است. این مدل، با تکیه بر ظرفیت های فقهی برای انعطاف، ابزارهای مدیریتی را در چارچوب اصول دینی بومی سازی می کند و به مدیران دولتی یک نقشه راه برای ارتقای کیفی سیاست گذاری و کاهش ریسک های سیاسی- اجرایی ارائه می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
دانشگاه آزاد اسلامی
استاد دانشگاه.عضو هیئت علمی
استاد دانشگاه.عضو هیئت علمی