تحلیل تاثیر کیفیت مبلمان شهری بر مورفولوژی فضاهای عمومی و پویایی تعاملات اجتماعی (مطالعه موردی: منطقه چهار شهرداری شیراز)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 57
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PSHCONF32_251
تاریخ نمایه سازی: 15 تیر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با رویکردی جامعه شناختی و کالبدی، به واکاوی نقش کیفیت مبلمان شهری در بازتولید فضاهای عمومی، ارتقای زیست پذیری و تقویت سرمایه اجتماعی در منطقه چهار شهرداری شیراز می پردازد. در دهه های اخیر، گذر از شهرسازی سنتی به توسعه ی شتاب زده ی مدرن، موجب تخریب پیوندهای اجتماعی در فضاهای عمومی شده است. در این راستا، مبلمان شهری صرفا یک تجهیزات کالبدی نیست، بلکه به عنوان کاتالیزوری برای تسهیل روابط اجتماعی و ایجاد حس تعلق شهری عمل می کند. هدف اصلی این مطالعه، بررسی رابطه علی میان ابعاد چندگانه ی کیفیت مبلمان شهری (شامل زیبایی شناسی، کارکرد، امنیت ادراک شده و سازگاری زیست محیطی) و میزان تعاملات اجتماعی شهروندان است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و از رویکرد ترکیبی (کمی-کیفی) بهره می برد. داده های کمی از طریق پرسشنامه ی محقق ساخته با جامعه آماری ۳۸۴ نفری از شهروندان و کاربران فضاهای عمومی منطقه چهار شیراز، بر اساس فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای جمع آوری شد. همچنین داده های کیفی از طریق مشاهدات میدانی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته تکمیل گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS ۲۶ و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار AMOS انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که میان کیفیت کلی مبلمان شهری و تعاملات اجتماعی رابطه مثبت، معنادار و نسبتا قوی وجود دارد (ضریب همبستگی ۰.۶۸ و سطح معناداری P<۰.۰۱). در میان ابعاد ارزیابی شده، مولفه های امنیت ادراک شده و نورپردازی (۰.۷۲) و جانمایی و دسترس پذیری فراگیر (۰.۶۵) بیشترین تاثیر را بر جذب شهروندان به فضاهای عمومی و تسهیل گفت وگوها و تعاملات داشته اند. در مقابل، ضعف در هویت و خلاقیت فرم به عنوان یک مانع برای ایجاد حس مکان شناسایی شد. یافته های کیفی نیز موید آن است که تجمع های اجتماعی پیرامون مبلمان باکیفیت (نظیر پلتفرم های نشیمن استاندارد در بوستان ها) منجر به شکل گیری مکان های سوم برای شهروندان شده است. پیامدهای این پژوهش اثبات می کند که مدیریت شهری در منطقه چهار شیراز نیازمند عبور از رویکرد صرفا تجهیزاتی به رویکرد اکولوژیک-اجتماعی در جانمایی و طراحی مبلمان شهری است. ارتقای کیفیت این عناصر نه تنها به زیباسازی منظر شهری می انجامد، بلکه عدالت فضایی، احیاگر سرمایه اجتماعی و تقویت کننده ی تاب آوری شهری را در پی دارد. این پژوهش چارچوبی راهبردی برای سیاست گذاران شهری ارائه می دهد تا با تخصیص بهینه منابع، محیطی دلپذیر، تعاملی و همه گنج پذیر را برای تمام اقشار جامعه بسازند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مبارکه حسین پور
کارشناس برنامه ریزی و مطالعات اجتماعی شهرداری شیراز