نقش باورهای آموزشی معلمان در موفقیت آموزش مبتنی بر فناوری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 58
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_409
تاریخ نمایه سازی: 15 تیر 1405
چکیده مقاله:
با گسترش روزافزون فناوری های دیجیتال در تمامی ابعاد زندگی، حوزه آموزش و پرورش نیز از این تحولات بی نصیب نمانده و مواجهه با فناوری به یکی از اجتناب ناپذیرترین جنبه های حرفه معلمی تبدیل شده است. این چکیده به بررسی عمیق و جامع باورهای آموزشی معلمان نسبت به ادغام و به کارگیری فناوری در فرآیندهای یاددهی-یادگیری می پردازد. باورهای اساسی معلمان، که در طول سال ها تجربه حرفه ای، دوره های آموزشی و تعامل با محیط های یادگیری شکل گرفته اند، نقش تعیین کننده ای در نحوه پذیرش، استفاده و ادغام موثر فناوری های نوین در کلاس درس ایفا می کنند. این پژوهش با هدف روشن ساختن ارتباط پیچیده میان باورهای بنیادین معلمان درباره ماهیت یادگیری، نقش معلم، نقش دانش آموز و همچنین تصورات آن ها از پتانسیل ها و محدودیت های فناوری، به دنبال ارائه تصویری جامع از وضعیت موجود است. درک این باورها، که می تواند طیف وسیعی از نگرش ها را شامل شود؛ از خوش بینی مفرط و دیدگاه فناورانه به عنوان راه حل جادویی برای تمامی مشکلات آموزشی گرفته، تا بدبینی و مقاومت در برابر تغییر به دلیل نگرانی های مربوط به کارایی، هزینه ها، نیاز به آموزش مستمر، یا حتی نگرانی های اخلاقی و اجتماعی مرتبط با استفاده از فناوری، برای هرگونه برنامه ریزی و مداخله آموزشی موثر، حیاتی است. این مقاله تلاش می کند تا چارچوبی نظری برای فهم این باورها فراهم آورد و ابعاد مختلفی که این باورها تحت تاثیر آن ها شکل می گیرند، از جمله؛ تجربیات شخصی معلمان با فناوری، کیفیت آموزش های ضمن خدمت، حمایت های سازمانی و اداری، و همچنین فشارها و انتظارات بیرونی را مورد کاوش قرار دهد. درک اینکه چگونه این باورها بر تصمیم گیری های روزمره معلمان در کلاس درس، انتخاب ابزارهای فناورانه، طراحی فعالیت های آموزشی مبتنی بر فناوری، و ارزیابی یادگیری دانش آموزان تاثیر می گذارند، اهمیت بسزایی دارد. به عنوان مثال، معلمی که باور دارد یادگیری فرآیندی فعال و سازنده است و فناوری می تواند ابزاری قدرتمند برای تسهیل اکتشاف و همکاری باشد، احتمالا رویکرد متفاوتی در استفاده از تبلت ها یا نرم افزارهای آموزشی نسبت به معلمی که یادگیری را عمدتا انتقال اطلاعات از سوی معلم به دانش آموز می داند، اتخاذ خواهد کرد. همچنین، باورهای معلمان در مورد نقش خودشان به عنوان تسهیل گر یا منبع اصلی دانش، و نقش دانش آموزان به عنوان گیرندگان منفعل یا مشارکت کنندگان فعال در فرآیند یادگیری، مستقیما بر نحوه ادغام فناوری تاثیر می گذارد. پژوهش حاضر با بررسی انتقادی ادبیات موجود در این زمینه، به دنبال شناسایی شکاف های پژوهشی و ارائه پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی و همچنین راهنمایی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزشی است تا بتوانند با در نظر گرفتن باورهای ریشه دار معلمان، برنامه های موثرتری برای توسعه سواد دیجیتال و به کارگیری فناوری در مدارس تدوین کنند. از این رو، درک عمیق باورهای آموزشی معلمان نه تنها به بهبود عملکرد فردی آن ها کمک می کند، بلکه می تواند زیربنای تحولات کیفی در نظام آموزشی و آماده سازی دانش آموزان برای زندگی در عصر دیجیتال باشد. این تحقیق همچنین به بررسی چالش هایی که معلمان در فرآیند همسوسازی باورهای خود با تحولات فناورانه با آن مواجه هستند، مانند؛ کمبود وقت، عدم دسترسی به منابع کافی، یا مقاومت های فرهنگی و سازمانی، می پردازد و سعی در ارائه راهکارهایی برای غلبه بر این موانع دارد. هدف نهایی، ارتقاء سطح کیفی آموزش از طریق درک و هدایت باورهای معلمان به سمت استفاده سازنده و خلاقانه از فناوری در جهت تحقق اهداف آموزشی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حمیده ابراهیم نژاد
کارشناسی ارشد مدیریت دولتی توسعه منابع انسانی
ملیحه عرب باقری
کارشناسی روابط عمومی رسانه
حمیده خسته
کارشناسی ارشد فیزیک هسته ای
زهره نیک مهر
کارشناسی گرافیک و ارتباط تصویری