بررسی و تحلیل اثربخشی سیاست های تمرکززدایی آموزشی بر استقلال مدارس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 88

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_252

تاریخ نمایه سازی: 15 تیر 1405

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، نظام های آموزشی جهان از ساختارهای سنتی و متمرکز به سمت الگوهای نوین مدیریت آموزشی حرکت کرده اند. تمرکززدایی آموزشی (Educational Decentralization) به عنوان یک راهبرد کلیدی، با هدف توزیع قدرت تصمیم گیری از سطوح عالی ستادی به سطوح عملیاتی (مدارس) تعریف می شود. مسئله اصلی اینجاست که علیرغم تصویب اسناد بالادستی در جهت کاهش تمرکز، میزان تحقق واقعی «استقلال مدارس» در ابعاد اداری، مالی و برنامه ریزی درسی همچنان با چالش های ساختاری مواجه است. این پژوهش بر آن است تا واکاوی کند که سیاست های ابلاغی تا چه حد توانسته اند منجر به توانمندسازی مدیران و افزایش کیفیت یادگیری شوند.هدف اصلی این مطالعه، سنجش میزان اثربخشی راهبردهای تمرکززدایی بر ارتقای شاخص های استقلال در محیط مدرسه است. اهداف فرعی شامل شناسایی موانع بازدارنده در مسیر تفویض اختیار، بررسی رابطه میان استقلال تصمیم گیری و بهره وری آموزشی، و ارائه الگویی برای بهبود حکمرانی مدرسه محور (School-Based Management) می باشد.این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. رویکرد مورد استفاده در این مطالعه، رویکرد ترکیبی (Mixed Methods) بوده که در بخش کیفی با استفاده از تحلیل محتوای اسناد سیاستی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه مدیریت آموزشی انجام شده است. در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد «استقلال سازمانی» که میان جامعه آماری مدیران و راهبران آموزشی توزیع شده، جمع آوری گردید. جهت تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS استفاده شده است تا همبستگی میان متغیرهای تمرکززدایی و عملکرد مستقل مدارس تبیین گردد.یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست های تمرکززدایی در ابعاد «مشارکت جامعه محلی» و «انعطاف پذیری در روش های تدریس» اثرگذاری مثبت و معناداری داشته اند. با این حال، در بعد «استقلال مالی» و «جذب نیروی انسانی»، مدارس همچنان وابستگی شدیدی به نهادهای مرکزی دارند. نتایج حاکی از آن است که تمرکززدایی بدون پیوست «توسعه حرفه ای مدیران»، تنها به انتقال بار مسئولیت بدون انتقال قدرت منجر شده است. همچنین، تحلیل داده ها نشان داد که در مدارس دارای استقلال نسبی، نرخ خلاقیت آموزشی و رضایت شغلی معلمان به طور چشمگیری بالاتر از مدارس کاملا متمرکز است.این پژوهش به این نتیجه دست یافت که اثربخشی سیاست های تمرکززدایی تابعی از زیرساخت های فرهنگی و حقوقی در بدنه وزارت متبوع است. نوآوری این تحقیق در ارائه مدل «توازن قدرت» است که نشان می دهد برای دستیابی به استقلال پایدار در مدارس، باید از رویکرد «تمرکززدایی اداری محض» به سمت «خودگردانی آموزشی» حرکت کرد. پیشنهاد می شود سیاست گذاران به جای بخشنامه های یکسویه، بر تقویت نهادهای تصمیم ساز درون مدرسه ای مانند شورای مدرسه تمرکز کنند تا بستر واقعی برای حکمرانی دموکراتیک آموزشی فراهم شود.

نویسندگان

زهرا پرتوی فر

کارشناسی ارشد ادبیات فارسی،شاغل در آموزش وپرورش مشهد ناحیه ۷،مقطع متوسطه اول،دبیرستان فرهنگیان

خداداد سراج الدین میرقائد

ابتدایی عشایرخوزستان

علیرضا بقائی شهرکی

آموزگار ابتدایی محل خدمت شهرستان بن

محمدرضا صابری دهکردی

دبیر ریاضی محل خدمت شهرستان کیار