تحلیل مدل رابطه میان خودکارآمدی تدریس معلمان، تفکر بازتابی و کیفیت تصمیم گیری آموزشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3290

تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405

چکیده مقاله:

کیفیت تصمیم گیری آموزشی معلمان یکی از عوامل کلیدی در بهبود فرایند یاددهی–یادگیری و ارتقای عملکرد تحصیلی دانش آموزان به شمار می آید. در سال های اخیر توجه پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت به نقش متغیرهای روان شناختی و حرفه ای معلمان در شکل گیری تصمیم های آموزشی اثربخش افزایش یافته است. از میان این متغیرها، خودکارآمدی تدریس و تفکر بازتابی به عنوان دو مولفه مهم در توسعه حرفه ای معلمان شناخته می شوند که می توانند به طور مستقیم و غیرمستقیم بر کیفیت تصمیم گیری آموزشی تاثیر بگذارند. هدف این پژوهش، تحلیل مدل رابطه میان خودکارآمدی تدریس معلمان، تفکر بازتابی و کیفیت تصمیم گیری آموزشی و تبیین نقش این متغیرها در ارتقای عملکرد حرفه ای معلمان است.روش پژوهش از نوع توصیفی–همبستگی و مبتنی بر مدل یابی روابط میان متغیرها است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در نظام آموزشی بوده و داده ها با استفاده از ابزارهای استاندارد مرتبط با سنجش خودکارآمدی تدریس، تفکر بازتابی و کیفیت تصمیم گیری آموزشی گردآوری شده است. برای تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی و استنباطی و همچنین مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده تا روابط مستقیم و غیرمستقیم میان متغیرها بررسی شود.یافته های پژوهش نشان می دهد که خودکارآمدی تدریس معلمان نقش معناداری در بهبود کیفیت تصمیم گیری آموزشی دارد و معلمانی که از سطح بالاتری از باور به توانایی های حرفه ای خود برخوردارند، در مواجهه با مسائل آموزشی تصمیم های آگاهانه تر و موثرتری اتخاذ می کنند. همچنین نتایج حاکی از آن است که تفکر بازتابی به عنوان یک سازوکار شناختی و حرفه ای، رابطه میان خودکارآمدی تدریس و کیفیت تصمیم گیری آموزشی را تقویت می کند. معلمانی که به طور مستمر به تحلیل تجربه های تدریس خود می پردازند، قادرند خطاها و فرصت های بهبود را شناسایی کرده و در نتیجه تصمیم های آموزشی دقیق تر و مبتنی بر شواهد اتخاذ کنند.بر اساس نتایج مدل تحلیلی پژوهش، تفکر بازتابی می تواند نقش میانجی در رابطه میان خودکارآمدی تدریس و کیفیت تصمیم گیری آموزشی ایفا کند؛ به این معنا که باور معلمان به توانمندی های حرفه ای خود زمینه ای برای فعال شدن فرایندهای بازتابی فراهم می کند و این فرایندها در نهایت به بهبود کیفیت تصمیم های آموزشی منجر می شود. این یافته ها نشان می دهد که توسعه برنامه های توانمندسازی حرفه ای معلمان باید علاوه بر تقویت مهارت های آموزشی، بر پرورش خودکارآمدی و مهارت های تفکر بازتابی نیز تمرکز داشته باشد.در مجموع، نتایج این پژوهش بر اهمیت تعامل میان عوامل شناختی و روان شناختی در شکل گیری تصمیم های آموزشی باکیفیت تاکید می کند. توجه به خودکارآمدی تدریس و تقویت فرهنگ بازاندیشی حرفه ای در مدارس می تواند زمینه ساز ارتقای کیفیت تدریس و بهبود نتایج یادگیری دانش آموزان باشد.

نویسندگان

اکرم کرامت لو

آموزش و پرورش شهرستان مینودشت

سکینه ممشلی

آموزش و پرورش شهرستان مینودشت

زهرا فروزان فر

آموزش و پرورش شهرستان مینودشت

معصومه مصطفی لو

آموزش و پرورش شهرستان مینودشت

اعظم حسینی

آموزش و پرورش شهرستان مینودشت