تاثیر یادگیری اجتماعی-هیجانی (SEL) در شیوه های تدریس بر بهبود عملکرد تحصیلی و سلامت روان دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 63
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_1218
تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تلفیق یادگیری اجتماعی-هیجانی (SEL) در شیوه های تدریس بر بهبود عملکرد تحصیلی و سلامت روان دانش آموزان دوره متوسطه اول انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه هشتم شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد ۷۲ نفر (۳۶ نفر گروه آزمایش و ۳۶ نفر گروه کنترل) انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت ۱۶ جلسه ۷۵ دقیقه ای تحت آموزش با شیوه تدریس تلفیق شده با مولفه های SEL (شامل خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی، مهارت های ارتباطی و تصمیم گیری مسئولانه) قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل، آموزش معمول و بدون تاکید بر مولفه های SEL را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سلامت روان (GHQ-۲۸) با چهار مولفه (نشانه های جسمانی، اضطراب و بی خوابی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی)، آزمون عملکرد تحصیلی محقق ساخته در دو درس علوم و ریاضی و همچنین چک لیست مشاهده رفتارهای اجتماعی-هیجانی در کلاس بود که روایی و پایایی آن ها (با آلفای کرونباخ بین ۸۳/۰ تا ۹۱/۰) تایید شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و یک متغیره، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و همچنین آزمون تعقیبی بونفرونی با نرم افزارهای SPSS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. همچنین، نتایج مولفه های سلامت روان نشان داد که بیشترین تاثیر بر کاهش اختلال در کارکرد اجتماعی (مجذور اتا ۴۵۶/۰) و کاهش اضطراب و بی خوابی (مجذور اتا ۴۳۸/۰) و کمترین تاثیر بر کاهش نشانه های جسمانی (مجذور اتا ۳۱۲/۰) مشاهده شد. نتایج تحلیل پیگیری نشان داد که تاثیرات مداخله بر عملکرد تحصیلی و مولفه های سلامت روان در دوره پیگیری سه ماهه با کاهش جزئی اما غیرمعنادار، همچنان پایدار باقی مانده است. بر اساس یافته ها، تلفیق یادگیری اجتماعی-هیجانی در فرآیند تدریس، با ایجاد فضای یادگیری امن، حمایت گر و مشارکتی، تقویت مهارت های خودتنظیمی، بهبود روابط بین فردی و کاهش تنش های روانی، می تواند به طور هم زمان به ارتقای عملکرد تحصیلی و سلامت روان دانش آموزان منجر شود و این رویکرد، یک استراتژی جامع و کارآمد برای نظام آموزشی محسوب می شود که به جای تمرکز صرف بر محتوای درسی، به رشد همه جانبه دانش آموزان (شناختی، عاطفی و اجتماعی) می پردازد. با وجود محدودیت هایی مانند محدود بودن به جامعه پسرانه و وابستگی به خودگزارش دهی، پیشنهاد می شود که نظام آموزشی کشور با گنجاندن مولفه های SEL در برنامه های درسی، توانمندسازی معلمان و تغییر در نظام ارزشیابی، به تدریج به سمت رویکردهای تدریس جامع نگر و انسان محور حرکت کند و پژوهش های آتی نیز با نمونه های متنوع تر، دوره های طولی و رویکردهای کیفی به بررسی عمیق تر این موضوع بپردازند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سمیه زارعی ثانی
فرهنگی آموزش و پرورش کدپرسنلی ۱۲۰۳۰۳۶۰
ژیلا ممی زاده
فرهنگی آموزش و پرورش کدپرسنلی ۵۰۷۵۴۶۰۳
رقیه سیری
فرهنگی آموزش و پرورش کدپرسنلی ۲۱۱۶۹۵۲۸
سمانه سیری فرون آباد
فرهنگی آموزش و پرورش کدپرسنلی ۲۱۱۷۶۱۸۰