مقایسه روش های تدریس سنتی و مدرن: تاثیر رویکرد دانش آموز-محور بر تقویت تفکر انتقادی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 63
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_1216
تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه روش های تدریس سنتی و مدرن و بررسی تاثیر رویکرد دانش آموز-محور بر تقویت تفکر انتقادی دانش آموزان دوره متوسطه اول انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه نهم شهر اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد ۹۰ نفر (۳۰ نفر گروه تدریس سنتی، ۳۰ نفر گروه تدریس مدرن مبتنی بر رویکرد دانش آموز-محور و ۳۰ نفر گروه کنترل بدون مداخله خاص) انتخاب شدند. گروه آزمایش اول به مدت ۱۴ جلسه ۷۵ دقیقه ای تحت آموزش با روش سنتی (سخنرانی، حفظ کردن و تکرار) و گروه آزمایش دوم تحت آموزش با روش مدرن دانش آموز-محور (شامل یادگیری مبتنی بر مسئله، بحث گروهی، پرسش گری سقراطی، یادگیری مشارکتی، پروژه های تحقیقی و ارائه بازخوردهای سازنده) قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل، آموزش معمول خود را بدون هیچ گونه مداخله خاصی دریافت نمودند. ابزارهای پژوهش شامل گویه در پنج مولفه (تحلیل، استدلال استقرایی، استدلال قیاسی، ارزشیابی و استنباط) و همچنین آزمون عملکرد تحصیلی محقق ساخته در دو درس علوم و مطالعات اجتماعی بود که روایی و پایایی آن ها (با آلفای کرونباخ ۸۷/۰ برای تفکر انتقادی و ۸۵/۰ برای آزمون تحصیلی) تایید شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل کوواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین سه گروه از نظر نمرات تفکر انتقادی و عملکرد تحصیلی در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (۰۰۱/۰>P) و گروه تدریس مدرن دانش آموز-محور به طور معناداری نمرات بالاتری نسبت به دو گروه دیگر کسب کردند، در حالی که گروه تدریس سنتی نیز نسبت به گروه کنترل عملکرد بهتری داشت، اما این تفاوت به اندازه تفاوت گروه مدرن با گروه سنتی نبود. همچنین، نتایج نشان داد که رویکرد دانش آموز-محور بر تمامی مولفه های تفکر انتقادی تاثیر مثبت و معناداری داشته است و بیشترین تاثیر بر مولفه های تحلیل (مجذور اتا ۴۲۶/۰) و استدلال استقرایی (مجذور اتا ۴۱۲/۰) و کمترین تاثیر بر مولفه استنباط (مجذور اتا ۳۰۴/۰) مشاهده شد. نتایج تحلیل پیگیری نشان داد که تاثیرات روش تدریس مدرن بر تفکر انتقادی در دوره پیگیری دو ماهه، با کاهش جزئی اما غیرمعنادار، همچنان پایدار باقی مانده است. بر اساس یافته ها، رویکرد دانش آموز-محور با ایجاد فضای فعال، مشارکتی و مبتنی بر پرسش گری، به طور موثری می تواند مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان را تقویت کرده و آن ها را برای مواجهه با مسائل پیچیده زندگی واقعی آماده سازد. با وجود محدودیت هایی مانند محدود بودن به جامعه پسرانه و دو درس خاص، پیشنهاد می شود که نظام آموزشی کشور با بازنگری در روش های تدریس، توانمندسازی معلمان در رویکردهای نوین و تغییر در نظام ارزشیابی، به تدریج از روش های سنتی به سمت رویکردهای دانش آموز-محور حرکت کند و پژوهش های آتی نیز با نمونه های متنوع تر و دوره های طولی تر به بررسی عمیق تر این موضوع بپردازند
کلیدواژه ها:
نویسندگان
لاله شیرالی
فرهنگی آموزش و پرورش کدپرسنلی ۶۶۲۲۵۱۹۱
لادن جلالی
فرهنگی آموزش و پرورش کدپرسنلی ۹۰۰۶۵۱۱۷
محمدمجتبی رستمی
فرهنگی آموزش و پرورش کدپرسنلی ۱۲۵۸۵۶۸۱
بتول اسفندیاری
فرهنگی آموزش و پرورش کدپرسنلی ۶۶۳۰۴۵۱۳