تحلیل و مقایسه دیدگاه های فلسفی سنت گرایی و پیشرفت گرایی در تعلیم و تربیت

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 98

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_1177

تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405

چکیده مقاله:

فلسفه تعلیم و تربیت به عنوان یکی از بنیادی ترین شاخه های علوم تربیتی، چارچوب های نظری و مبانی معرفتی نظام های آموزشی را تبیین می کند و نقش تعیین کننده ای در شکل گیری اهداف، روش ها، محتوای آموزشی و شیوه های ارزشیابی دارد. تفاوت در مبانی فلسفی، سبب شکل گیری رویکردهای متفاوت در تفسیر ماهیت انسان، چیستی دانش، غایت تعلیم و تربیت، جایگاه معلم و نقش یادگیرنده شده است. از این رو، بررسی تطبیقی مبانی فلسفی تعلیم و تربیت در اندیشه اسلامی و فلسفه تربیتی غرب معاصر می تواند زمینه ای برای شناخت عمیق تر ظرفیت ها، اشتراکات و تفاوت های این دو نظام فکری و بهره گیری از دستاوردهای آن ها در سیاست گذاری و برنامه ریزی آموزشی فراهم آورد. هدف از این مقاله، تحلیل و مقایسه مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی، انسان شناختی، ارزش شناختی و تربیتی اندیشه اسلامی با فلسفه تربیتی غرب معاصر و تبیین پیامدهای آن برای نظام های آموزشی است. پژوهش حاضر از نوع مروری بوده و با بهره گیری از روش مرور توصیفی–تحلیلی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه و تحلیل منابع کتابخانه ای، مقالات علمی، کتاب های تخصصی، اسناد پژوهشی و آثار معتبر منتشرشده در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت گردآوری شده و سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و مقایسه تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های مطالعات نشان می دهد که اندیشه اسلامی، تعلیم و تربیت را فرآیندی جامع، غایت مند و مبتنی بر رشد متوازن ابعاد جسمانی، عقلانی، اخلاقی، معنوی و اجتماعی انسان می داند و هدف نهایی آن تحقق کمال انسانی، تقرب الهی و شکوفایی فطرت است. در مقابل، فلسفه تربیتی غرب معاصر با وجود برخورداری از رویکردهای متنوعی همچون پراگماتیسم، انسان گرایی، سازنده گرایی، فلسفه انتقادی و پست مدرنیسم، عمدتا بر خودمختاری فرد، تجربه، تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت، توسعه مهارت های زندگی و پاسخ گویی به نیازهای متحول جوامع تاکید دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که هر دو رویکرد بر اهمیت یادگیری فعال، پرورش تفکر، نقش محوری آموزش در توسعه فردی و اجتماعی و ضرورت تحول مستمر نظام های آموزشی اتفاق نظر دارند، اما در مبانی هستی شناختی، منبع ارزش ها، غایت تربیت، مفهوم انسان کامل، منشا معرفت و جایگاه دین در فرآیند تعلیم و تربیت تفاوت های بنیادین مشاهده می شود.

نویسندگان

صدیقه فخارتاره یزدی

رشته زبان شناسی همگانی مقطع دکتری

سعید رستمی

رشته فلسفه تعلیم و تربیت دکتری چکیده