تحلیل و بررسی تاثیر دوگانه معماری فضاهای آموزشی باز و بسته بر تعاملات اجتماعی و تمرکز دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 96

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_1154

تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل و بررسی تاثیر دوگانه معماری فضاهای آموزشی باز و بسته بر تعاملات اجتماعی و تمرکز دانش آموزان انجام شد. معماری فضاهای آموزشی به عنوان یکی از ابعاد تاثیرگذار بر کیفیت یادگیری و رشد اجتماعی دانش آموزان، همواره محل مناقشه میان طرفداران فضاهای باز (با تاکید بر تعامل، همکاری و پویایی) و مدافعان فضاهای بسته (با تاکید بر تمرکز، آرامش و کنترل) بوده است. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی و با ترکیب روش های کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، تجارب زیسته ۱۸ معلم و ۲۴ دانش آموز از تدریس و یادگیری در هر دو نوع فضای آموزشی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق و مشاهده میدانی واکاوی شد. در مرحله کمی، با روش نیمه آزمایشی، ۱۸۰ دانش آموز مقطع ابتدایی شهر یزد (۹۰ نفر در مدارس با معماری باز و ۹۰ نفر در مدارس با معماری بسته) در یک نیمسال تحصیلی مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری داده شامل چک لیست مشاهده تعاملات اجتماعی (محقق ساخته با ۱۸ گویه در چهار مولفه تعامل کلامی، همکاری گروهی، رفتارهای جامعه گرایانه و تعارضات)، آزمون سنجش تمرکز (تولوز-پیرون)، و پرسشنامه ادراک از فضای آموزشی بود. روایی ابزارها با نظر متخصصان معماری آموزشی و روان شناسی تربیتی و پایایی با آلفای کرونباخ (چک لیست تعاملات: ۸۴/۰، ادراک از فضا: ۸۷/۰) تایید شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و تحلیل کوواریانس چندمتغیره در بخش کمی انجام شد. یافته های کیفی به شناسایی دو مضمون اصلی «فرصت های تعاملی و چالش های تمرکزی در فضاهای باز» و «مزایای تمرکزی و محدودیت های تعاملی در فضاهای بسته» منجر گردید. نتایج کمی نشان داد که دانش آموزان در فضاهای باز از نظر تعاملات اجتماعی (میانگین ۱۲/۴ از ۵) به طور معناداری بالاتر از فضاهای بسته (میانگین ۵۸/۳) بودند (۰۰۱/۰>p، ۴۲/۰=η²). در مقابل، دانش آموزان در فضاهای بسته از نظر تمرکز (میانگین ۶۷/۸ از ۱۰) به طور معناداری بالاتر از فضاهای باز (میانگین ۳۱/۷) بودند (۰۰۱/۰>p، ۳۵/۰=η²). یافته محوری این پژوهش آن است که معماری فضاهای آموزشی دارای تاثیری دوگانه و گاه متضاد است و راه حل بهینه، طراحی «فضاهای ترکیبی منعطف» است که بتواند بسته به نیازهای آموزشی، هم زمان از مزایای هر دو نوع فضا بهره مند شود. این پژوهش الگویی مفهومی برای طراحی فضاهای آموزشی ترکیبی با قابلیت تغییر ساختار فضایی ارائه می دهد.

نویسندگان

سیده نعیمه علوی

دانشجوی کارشناسی آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه فرهنگیان

علی یوسفی فرد

دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان

لیلا اولاد

لیسانس آموزش ابتدایی

سیدرضا موسوی

دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان