نقش میانجی خشم نوجوانان در رابطه بین بازنمایی هویت مجازی و گرایش به رفتارهای پرخطر در اینستاگرام

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 90

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICMRE07_210

تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405

چکیده مقاله:

نوجوانی، عصر طلایی هویت سازی، امروز در تلاقی دو جهان رقم می خورد: جهان ملموس روابط رودررو و جهان نامتناهی شبکه های اجتماعی. در این میان، اینستاگرام به عنوان پرده گشاترین بستر خودنمایی نوجوانان، آن ها را به بازیگرانی فعال در بازنمایی خویشتن تبدیل کرده است. آنچه در این بازنمایی مجازی به عنوان «خود» به نمایش درمی آید، غالبا نسخه ای پیراسته و آرایش شده از هویت است که فاصله ای معنادار با خود واقعی و احساس شده ی درون دارد. این شکاف، که ریشه در مکانیسم های مقایسه ی اجتماعی و نیاز به تایید برخط دارد، می تواند به مثابه ی یک تهدید روان شناختی پنهان عمل کند و بستری مساعد برای بروز هیجانی فروخورده فراهم آورد: خشم. خشم نوجوانانه، برخلاف کلیشه ی رایج تخریبگری، در بافتار هویت مجازی بیش ازآنکه یک صفت شخصیتی باشد، واکنشی طبیعی به ناهماهنگی میان خود ارائه شده و خود ادراک شده است. هنگامی که نوجوان درمی یابد هویت بازنمایی شده اش بازخورد مطلوب مورد انتظار را دریافت نمی کند، خشم به عنوان مکانیسمی برای بازیابی وجهه و جبران این شکست نمادین، فعال می شود. اما این خشم انباشته شده، در نبود بسترهای سالم برای تخلیه و تنظیم هیجان، می تواند مسیری انحرافی بیابد و نوجوان را به سمت رفتارهای پرخطر در همان فضای مجازی سوق دهد؛ رفتارهایی که از افشای بی محرمانه ی اطلاعات شخصی و درگیری در چالش های خطرناک تا مواجهه ی مکرر با محتوای خشن و حتی خودآسیبی نمایی را شامل می شود. مقاله ی پیش رو، با اتخاذ رویکردی مروری تحلیلی و با هدف تبیین نقش میانجی خشم در این زنجیره ی آسیب زا، می کوشد تا با گردآوری نظام مند شواهد نظری و تجربی دو دهه ی اخیر، پاسخی روشن به این پرسش اساسی دهد که چرا و چگونه بازنمایی هویت مجازی می تواند از طریق فعال سازی خشم، نوجوان را به سوی رفتارهای مخاطره آمیز سوق دهد. یافته های این مرور نشان می دهد که خشم به مثابه ی یک متغیر واسطه ای، نه تنها شدت رابطه ی بین بازنمایی هویت مجازی و رفتارهای پرخطر را تشدید می کند، بلکه به عنوان عاملی کلیدی در تبیین تفاوت های فردی در مواجهه با تهدیدهای هویتی فضای مجازی عمل می نماید. در نهایت، نتیجه گیری می شود که هرگونه مداخله ی پیشگیرانه در حوزه ی آسیب های اجتماعی نوجوانان در عصر دیجیتال، ناگزیر باید بر آموزش تنظیم هیجان و سواد عاطفی دیجیتال متمرکز شود تا زنجیره ی بازنمایی هویت، خشم و رفتار پرخطر، پیش از شکل گیری کامل، گسسته شود‎.‎

نویسندگان

رضا پای خان

دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر