واکاوی تجارب زیسته معلمان دبیران متوسطه اول استان کرمانشاه از ادغام ابزارهای هوش مصنوعی در فرایند یاددهی-یادگیری (مطالعه پدیدارشناسی)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICMRE07_201
تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405
چکیده مقاله:
گسترش سریع فناوری ، به ویژه ابزارهای هوش مصنوعی، تحولات چشمگیری در فرایندهای آموزشی ایجاد کرده و شیوه های سنتی یاددهی–یادگیری را با چالش ها و فرصت های جدیدی مواجه ساخته است. در این میان، معلمان به عنوان کنشگران اصلی محیط های آموزشی نقش تعیین کننده ای در نحوه بهره گیری از این فناوری ها در کلاس درس دارند. با وجود افزایش پژوهش ها در حوزه کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش، هنوز شناخت عمیقی از تجربه های زیسته معلمان در مواجهه با این فناوری ها وجود ندارد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجارب زیسته دبیران متوسطه اول کرمانشاه از ادغام ابزارهای هوش مصنوعی در فرایند یاددهی–یادگیری انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی با روش پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان پژوهش را دبیران متوسطه اول کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۵ تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام گرفت و فرآیند نمونه گیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت با ۱۳ نفر از دبیران مصاحبه صورت گرفت. داده ها پس از پیاده سازی مصاحبه ها، با استفاده از تحلیل استقرایی و کدگذاری چندمرحله ای مورد تحلیل قرار گرفت و مضامین اصلی و فرعی استخراج شد. یافته های پژوهش نشان داد که ادغام هوش مصنوعی در کلاس درس از دیدگاه معلمان دارای دو بعد فرصت ها و چالش ها است. در بعد فرصت ها، مضامینی همچون تسهیل فرایند تدریس، افزایش سرعت و بهره وری در انجام فعالیت های آموزشی، شخصی سازی یادگیری، افزایش جذابیت و انگیزش دانش آموزان، بهبود طراحی فعالیت های آموزشی و تحول در شیوه های ارزشیابی آموزشی شناسایی شد. همچنین نتایج نشان داد که استفاده از هوش مصنوعی می تواند به تحلیل بهتر عملکرد یادگیرندگان، پشتیبانی از یادگیری فعال و تقویت خلاقیت در طراحی آموزشی کمک کند. در مقابل، برخی نگرانی ها نیز از سوی معلمان مطرح شد که مهم ترین آن ها شامل احتمال وابستگی شناختی دانش آموزان به فناوری، تضعیف تفکر انتقادی و خلاقیت، امکان تولید اطلاعات نادرست، مسائل اخلاقی و محدودیت های زیرساختی و دسترسی بود. بر اساس نتایج پژوهش، استفاده موثر از هوش مصنوعی در آموزش مستلزم ارتقای سواد هوش مصنوعی در میان معلمان و دانش آموزان، بازنگری در شیوه های ارزشیابی آموزشی، فراهم سازی زیرساخت های مناسب فناوری و تبیین چارچوب های اخلاقی در محیط های آموزشی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مژگان کلهری
دبیر مدارس متوسطه اول، اداره آموزش وپرورش شهر کرمانشاه، استان کرمانشاه، ایران
یونس نوروزی
کارشناس اداره کل آموزش و پرورش،شهر کرمانشاه، استان کرمانشاه، ایران