مقایسه خلاقیت دانش آموزان در آموزش سنتی و آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RVRTETPD01_177
تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405
چکیده مقاله:
مقدمه و هدف: آموزش و پرورش همواره در تلاش برای پرورش خلاقیت به عنوان یکی از مهارت های کلیدی قرن بیست و یکم بوده است. در سال های اخیر، ظهور و گسترش سریع ابزارهای هوش مصنوعی، به ویژه هوش مصنوعی مولد، پارادایم های سنتی آموزش را به چالش کشیده و پرسش های بنیادینی را درباره ماهیت خلاقیت و روش های پرورش آن مطرح ساخته است. هدف این پژوهش، مقایسه تاثیر دو رویکرد آموزش سنتی و آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی بر خلاقیت دانش آموزان و بررسی ابعاد مختلف این تاثیر است. با توجه به افزایش روزافزون کاربرد هوش مصنوعی در نظام های آموزشی، درک دقیق از تاثیرات دوگانه آن بر خلاقیت، برای طراحی موثر مداخلات آموزشی و تدوین سیاست های مناسب، از ضرورت بالایی برخوردار است.روش شناسی: این مطالعه با استفاده از روش مرور نظامند انجام شده است. جستجوی جامع در پایگاه های داده معتبر از جمله Web of Science، Scopus و Eric با کلیدواژه های مرتبط با هوش مصنوعی، خلاقیت، آموزش سنتی و آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی صورت گرفت. از میان ۲۵ مطالعه منتخب، یافته های مرتبط با مقایسه تاثیر این دو رویکرد بر خلاقیت دانش آموزان در سطوح مختلف تحصیلی و حوزه های درسی گوناگون استخراج و تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی تاثیری دوگانه و متناقض بر خلاقیت دانش آموزان دارد. از یک سو، این فناوری با ارائه ایده های نوین، بازخورد شخصی سازی شده و امکان کاوش در مسائل چندوجهی، می تواند محرک قدرتمندی برای خلاقیت باشد و انگیزه درونی دانش آموزان را افزایش دهد . در آموزش طراحی، استفاده از محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی به بهبود قابل توجه در ابعاد خلاقیت مانند تازگی، بسط و جامعیت منجر شده است . از سوی دیگر، اتکای بیش ازحد به این ابزارها، ماهیت قالبی و ازپیش تعیین شده آن ها و ترویج تفکر همگرا، می تواند توانایی دانش آموزان را در تولید ایده های اصیل و مستقل تضعیف کند . این تضاد، به ویژه در حوزه های نوشتاری و هنرهای تجسمی مشهود است، جایی که فرایندهای سنتی و کند خلق اثر با تولید سریع و مبتنی بر دستورات هوش مصنوعی جایگزین می شوند . نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی نه جایگزین قطعی آموزش سنتی است و نه صرفا ابزاری برای ارتقای خلاقیت؛ بلکه بستری جدید با فرصت ها و چالش های منحصربه فرد محسوب می شود. پرورش خلاقیت در عصر هوش مصنوعی، نیازمند طراحی آموزشی هوشمندانه ای است که از توانمندی های هوش مصنوعی برای گشودن افق های جدید بهره گیرد، اما همزمان مهارت های بنیادین تفکر انتقادی، کاوش مستقل و خلق اصیل را که در آموزش سنتی ریشه دارند، تقویت کند.
کلیدواژه ها:
خلاقیت ، هوش مصنوعی ، آموزش سنتی ، آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی ، یادگیری ، تفکر خلاق ، دانش آموزان ، هوش مصنوعی مولد
نویسندگان
مایسا رحمانی
کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی