تحلیل راهکارهای ایجاد علاقه و انگیزه در هنرجویان نسبت به دروس مهارتی و کارگاهی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 58
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CASEP02_2893
تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظام مند راهکارهای موثر بر ایجاد و تداوم انگیزه ی هنرجویان نسبت به دروس مهارتی و کارگاهی در بستر آموزش و پرورش ایران انجام پذیرفته است. این مطالعه که به روش توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایشی و با رویکردی آمیخته (کیفی-کمی) طراحی شده، به بررسی سه حوزه ی کلیدی بازتعریف موقعیت های یادگیری، طراحی تکالیف عملی مبتنی برمسئله، و انطباق روش های ارزشیابی با نیازهای روان شناختی و رغبت های فردی هنرجویان پرداخته است. یافته ها آشکار می سازد که بی انگیزگی هنرجویان در کارگاه ها، نه یک پدیده ی سطحی، بلکه زاییده ی شبکه ای درهم تنیده از عوامل ساختاری، روش شناختی و روان شناختی است که در تعامل با یکدیگر، چرخه ای معیوب را بازتولید می کنند. تحلیل داده های نظری و پیشینه ی پژوهشی نشان می دهد که بازتعریف موقعیت های یادگیری از فضای دستورمحور به مسئله محور و تعاملی، می تواند خودپنداره ی شغلی هنرجویان را به سوی واقع گرایی، اعتمادبه نفس و روشنی مسیر سوق دهد. همچنین، طراحی تکالیف مبتنی برمسئله با رعایت مولفه هایی چون تعادل چالش و توانایی، پیوند با زندگی ملموس، گشودگی و چندمسیری بودن، بازخوردهای کیفی و آینده نگر، و فراهم آوری خودمختاری، تداوم انگیزه ی درونی را به طور چشمگیری تضمین می کند. در حوزه ی ارزشیابی نیز انطباق روش های سنجش با نیازهای بنیادین روان شناختی از طریق تنوع بخشی به ابزارها، مشارکت دهی هنرجویان، جایگزینی بازخوردهای عددی با کیفی، توجه به فرایند به جای نتیجه، و ایجاد فضای امن و حمایت گر، ارزشیابی را از ابزاری قضاوت گر به فرصتی رشددهنده و انگیزه بخش تبدیل می نماید. نتایج این پژوهش با نظریه های خودتعیین گری (رایان و دسی)، ارزش-انتظار (اکلس)، ذهنیت (دوک) و خودکارآمدی (بندورا) همخوانی کامل دارد و بر این اصل تاکید می ورزد که انگیزه ی پایدار در کارگاه، نه نیازمند امکانات استثنایی، که نیازمند تغییر در نگرش، روش و رویکرد مربیان و برنامه ریزان آموزشی است. راهکارهای پیشنهادی این پژوهش، همگی در چارچوب امکانات موجود در مدارس کشور طراحی شده اند و بر شدنی بودن، کم هزینه بودن و کاربردی بودن آن ها تاکید دارند. در نهایت، پژوهش حاضر نشان می دهد که تحول در نظام آموزش مهارتی، با اتکا بر شناسایی و اجرای همین راهکارهای ساده اما بنیادین، نه تنها ممکن، بلکه ضروری است و می تواند کارگاه های آموزشی را از فضایی خشک و کسالت بار به محیطی پویا، جذاب و امیدبخش برای هنرجویان تبدیل کند.
کلیدواژه ها:
انگیزه ی درونی ، خودپنداره ی شغلی ، تکلیف مبتنی برمسئله ، ارزشیابی کیفی ، نظریه ی خودتعیین گری ، کارگاه مهارتی ، هنرجو
نویسندگان
مریم نادری
کارشناسی ارشد ارتباط تصویری از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز معاون فنی متوسطه دوم – هنرستان دخترانه نیایش – استان تهران – منطقه ۲