مقایسه تطبیقی اعمال حاکمیت در تنگه هرمز (ایران) و باب المندب (یمن و سومالی)‎:‎از نظریه حقوقی تا قدرت میدانی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 219

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IICMO24_203

تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405

چکیده مقاله:

تنگه های هرمز و باب المندب دو آبراه راهبردی در غرب اقیانوس هند هستند که نقشی حیاتی در تجارت جهانی، امنیت انرژی و ژئوپلیتیک بین المللی ایفا می کنند. کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها رژیم حقوقی یکسانی را برای عبور از تنگه های بین المللی با عنوان «گذر ترانزیتی» پیش بینی کرده است. با این حال، نحوه اعمال حاکمیت توسط دولت های ساحلی در این دو آبراه تفاوت های چشمگیری دارد. این مقاله با رویکردی تطبیقی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسناد بین المللی، شکاف میان «نظریه حقوقی» و «قدرت میدانی» را در تنگه هرمز (توسط ایران) و تنگه باب المندب (توسط یمن و سومالی) بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که ایران در تنگه هرمز با اتکا به قدرت نظامی و موقعیت ژئوپلیتیک خود، الگویی از «حکمرانی تقابلی» را اجرا کرده است؛ الگویی که در آن قدرت میدانی بر هنجارهای حقوقی برتری دارد و توقیف نفت کش «استنا ایمپرو» در سال ۲۰۱۹ نمونه بارز آن است. در مقابل، تنگه باب المندب به دلیل جنگ داخلی یمن، ضعف ساختاری سومالی و حضور بازیگران غیردولتی، دچار «حکمرانی شکننده» است. در این الگو، دولت های ساحلی فاقد قدرت میدانی کافی برای اعمال حاکمیت موثر هستند و تهدیدات امنیتی بازیگران غیردولتی، اجرای قواعد حقوقی را مختل کرده است. این پژوهش نتیجه می گیرد که اثربخشی حقوق بین الملل دریاها نه صرفا به هنجارهای حقوقی، بلکه به مولفه هایی چون ژئوپلیتیک، ظرفیت های نهادی و توازن قدرت میدانی دولت های ساحلی وابسته است‎ ‎

کلیدواژه ها:

نویسندگان

عباس چگینی

‎ ‎ استاد دانشگاه جامع انقلاب اسلامی ، تهران

‎ ‎ فاطمه زیدآبادی نژاد

دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات سیاسی جهان اسلام، دانشگاه جامع انقلاب اسلامی نویسنده مسئول

مینا کاشفی

دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات سیاسی جهان اسلام، دانشگاه جامع انقلاب اسلامی