تحلیل سواد رسانه ای دانش آموزان در عصر شبکه های اجتماعی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_222
تاریخ نمایه سازی: 14 تیر 1405
چکیده مقاله:
با گسترش روزافزون فناوری های نوین ارتباطی و فراگیری بی سابقه پلتفرم های مجازی، شبکه های اجتماعی به زیست بوم اصلی و مرجع نخست جامعه پذیری، هویت یابی و مصرف اطلاعاتی نسل جدید، به ویژه دانش آموزان، تبدیل شده اند. این بسترها در کنار فرصت های بی بدیل آموزشی و تعاملی، چالش های عمیقی نظیر مواجهه با اخبار جعلی، شایعات، حباب های اطلاعاتی، اعتیاد اینترنتی و تغییر سبک زندگی را به همراه آورده اند. در این میان، «سواد رسانه ای» نه به عنوان یک مهارت جانبی، بلکه به عنوان یک سپر حمایتی و ابزار شناختی حیاتی مطرح می شود که توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی و برقراری ارتباط موثر در پیام های رسانه ای را به دانش آموزان می بخشد. خلاء ناشی از ضعف در این مهارت، دانش آموزان را در برابر آسیب های سایبری و دستکاری های شناختی به شدت آسیب پذیر می سازد.این پژوهش با هدف تحلیل همه جانبه سطح سواد رسانه ای دانش آموزان در عصر شبکه های اجتماعی و بررسی رابطه آن با متغیرهایی نظیر میزان و نوع مصرف رسانه ای، خودکنترلی دیجیتال و تفکر انتقادی انجام شده است. افزون بر این، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی نقاط ضعف مهارتی دانش آموزان در مواجهه با محتوای چندرسانه ای و ارائه راهکارهای کاربردی برای ارتقای تفکر انتقادی آنان در فضای مجازی است.این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم تشکیل دادند که از میان آن ها نمونه ای به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد سواد رسانه ای (بر اساس ابعاد دسترسی، تحلیل، ارزیابی و تولید محتوا) و پرسشنامه سنجش رفتار در شبکه های اجتماعی بود. روایی ابزارها به روش محتوایی و پایایی آن ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی (مانند ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه) با استفاده از نرم افزار آماری استفاده شد.یافته های پژوهش نشان داد که میانگین سطح سواد رسانه ای عمومی دانش آموزان در حد متوسط قرار دارد. در میان ابعاد مختلف، بعد «تولید محتوا و دسترسی فنی» بالاترین نمره و بعد «تحلیل انتقادی و ارزیابی اعتبار منابع» پایین ترین نمره را به خود اختصاص دادند. این امر حاکی از آن است که دانش آموزان اگرچه در مهارت های فنی و کاربری شبکه های اجتماعی توانمند هستند، اما در تفکیک اخبار جعلی از واقعیت و تحلیل پیام های پنهان رسانه ای با ضعف جدی روبه رو هستند. همچنین نتایج نشان داد که بین میزان سواد رسانه ای با کاهش آسیب های روانی-اجتماعی فضای مجازی و افزایش تفکر انتقادی دانش آموزان رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.تحلیل نهایی یافته ها نشان می دهد که مواجهه صرف و طولانی مدت دانش آموزان با شبکه های اجتماعی بدون برخورداری از نگاه انتقادی، پیامدهای منفی شناختی و رفتاری به دنبال دارد. با توجه به ضعف دانش آموزان در مهارت های تحلیلی، بازنگری در متون درسی، برگزاری کارگاه های عملی سواد رسانه ای، و همسوسازی آموزش های مدرسه با مشارکت خانواده ها برای تقویت تفکر انتقادی ضروری است. ارتقای سواد رسانه ای ابزاری کلیدی برای تبدیل دانش آموزان از مصرف کنندگانی منفعل به کنشگرانی فعال، خلاق و آگاه در عصر دیجیتال به شمار می رود.
نویسندگان
مهدیه هوشمند
کارشناسی ارشد مهندسی صنایع،شاغل در آموزش و پرورش تهران، کارشناس مسئول فعالیت های اردویی و فوق برنامه