بازتاب واقعیت اجتماعی زنان در عصر رضاشاه: تحلیلی لوکاچی از نمایشنامه صدیقه دولت آبادی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_THEATER-12-3_005

تاریخ نمایه سازی: 11 تیر 1405

چکیده مقاله:

با ورود مدرنیته به ادبیات فارسی در آغاز قرن چهاردهم خورشیدی، بازنمایی زن ایرانی در نمایشنامه ها دگرگون شد. نخستین جلوه های این تصویر نو در آثاری دیده می شود که به طور مستقیم از الگوهای اروپایی تاثیر گرفته یا از آن ها اقتباس شده بودند. زن دیگر چهره ای قدسی و فرازمینی نداشت و در مقام شخصیتی زمینی و اجتماعی حضور می یافت. در سال های منتهی به انقلاب مشروطه، زنان در نمایشنامه ها آزادی بیشتری در ابراز عواطف و کنش فردی نشان می دادند. اما با افول آرمان های مشروطیت، تصویر زن به سوی واقع گرایی اجتماعی حرکت کرد و اغلب در موقعیت های خانوادگی و تنش های مربوط به روابط زناشویی ترسیم شد. با آغاز دوره تجدد آمرانه در عصر رضا پهلوی، الگویی تازه از زن آرمانی بازتولید شد؛ الگویی که با سیاست های ملت سازی حکومت همسو بود و چهره ای از «مادر مدرن» را تثبیت می کرد؛ زنی که همچنان نقش همسر و مادر فداکار را بر عهده داشت، اما این بار بی حجاب و در مقام نمادی از مدرنیته. این مقاله تلاش دارد این دگرگونی ها را با بهره گیری از نظریه بازتاب گئورگ لوکاچ بررسی کند؛ جایی که ادبیات و نمایشنامه ها نه بازنمایی ساده، بلکه انعکاسی از تمامیت روابط اجتماعی تلقی می شوند. تمرکز بر صدیقه دولت آبادی (۱۲۶۱–۱۳۴۰) است؛ نویسنده و کنشگری که در کنار فعالیت های اجتماعی خود، برای همسویی با سیاست های فرهنگی رسمی، به نگارش نمایشنامه نیز پرداخت. در این چارچوب، نمایشنامه حس مادری یا زندگی تاریک به مثابه متنی نمونه وار تحلیل می شود تا روشن شود چگونه سیاست های رضا پهلوی درباره زنان در سطح هنری بازتاب یافته و تصویری تازه از زن ایرانی تثبیت شده است.

کلیدواژه ها:

پهلوی اول ، صدیقه دولت آبادی ، رویکرد بازتاب ، نمایشنامه نویسان زن ایران

نویسندگان

گلبرگ ابوترابیان

استادیار گروه ادبیات نمایشی، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر شیراز، شیراز، ایران