مطالعه چگونگی بازتاب رابطه شر و آئین قربانی برای آب در ادبیات نمایشی دهه ‎های چهل و پنجاه با تمرکز بر دیدگاه باتای (نمونه های موردی نمایشنامه ناگهان هذا حبیب‎الله مات فی حب الله هذا قتیل الله مات بسیف الله از عباس نعلبندیان و فرشته شکسته ‎بال از ابراهیم مکی)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_THEATER-12-4_005

تاریخ نمایه سازی: 11 تیر 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش به بررسی مسئله شر در اساطیر ایران با تمرکز بر اسطوره‎های مرتبط با آب و با بهره‎گیری از نظریه ژرژ باتای می‎پردازد. باتای، شر را نه صرفا غیاب خیر، بلکه نیرویی فعال، تراژیک و در پیوند با امر قدسی تلقی می‎کند. بر پایه این رویکرد، مفهوم شر در اساطیر ایرانی فراتر از تقابل‎های اخلاقی تفسیر شده و به‎منزله نیرویی بنیادین در ساختار هستی فهمیده می‎شود. اسطوره تیشتر نمونه‎ای بارز در این زمینه است؛ جایی که قربانی‎های اهورامزدا نه‎تنها نیرویی حیات‎بخش، بلکه کنشی اخلاقی و قدسی در جهت بازگرداندن نظم کیهانی به شمار می‎آیند. نبرد تیشتر و اپوش نیز، برخلاف تفسیرهای صرفا طبیعی، واجد ابعاد اخلاقی و متافیزیکی است و بازتابی از حضور شر در جریان حیات و نظم کیهان به شمار می‎رود. الگوی مشابهی در اسطوره ایندرا و وریتره در سنت هندی مشاهده می‎شود؛ جایی که کنش قربانی و کشتار، منجر به بازگشت تعادل و سامان هستی می‎گردد. این مفاهیم در دو نمایشنامه ناگهان اثر عباس نعلبندیان و فرشته شکسته‎بال نوشته ابراهیم مکی نیز بازتاب یافته‎اند. در ناگهان، عناصر حیات‎بخش به نیروهای ویرانگر بدل می‎شوند و قربانی‎شدن فریدون به ضرورتی تراژیک و هستی‎شناختی تعبیر می‎گردد. در فرشته شکسته‎بال، مفهوم قربانی با فرایند آگاهی و رهایی از محدودیت‎های انسانی پیوند می‎یابد؛ تجربه‎ای مشابه رهایی از غار افلاطونی. هر دو اثر، با وجود تفاوت‎های فرمی، بر این نکته تاکید دارند که شر و قربانی از مولفه‎های بنیادین در درک امر قدسی و نظم هستی هستند. در این چارچوب، شر نه نیرویی صرفا ویرانگر، بلکه واسطه‎ای برای ادراک امر قدسی، کسب آگاهی و بازسازی نظم کیهانی تلقی می‎شود.

کلیدواژه ها:

شر و قربانی ، اسطوره آب ، تیشتر ، اپوش ، نمایشنامه ایرانی دهه پنجاه ، ژرژ باتای

نویسندگان

شهرام احمدزاده

کارشناس ارشد رشته ادبیات نمایشی، دانشکده هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران .

فرگل دهکردی

کارشناس رشته ادبیات نمایشی، دانشکده هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران.