عوامل موثر بر پذیرش یا مقاومت معلمان در برابر فناوری های آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
COESEFOI01_602
تاریخ نمایه سازی: 10 تیر 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر که فناوری با سرعتی شگرف در حال دگرگونی ابعاد مختلف زندگی بشر است، نظام آموزش و پرورش نیز از این تحول بی نصیب نمانده و فناوری های نوین به تدریج در حال ورود به کلاس های درس و فرآیندهای آموزشی هستند. این ورود، اگرچه نویدبخش افزایش کیفیت، دسترسی پذیری و شخصی سازی یادگیری است، اما با مقاومت ها و چالش های متعددی نیز روبرو است. یکی از مهم ترین موانع در مسیر ادغام اثربخش فناوری در آموزش، مقاومت خود معلمان است؛ قشر کلیدی و ستون فقرات نظام آموزشی که نقش محوری در پیاده سازی هرگونه تغییر و تحول ایفا می کنند. این تحقیق با هدف شناسایی و تبیین عوامل موثر بر مقاومت معلمان در برابر فناوری های آموزشی صورت پذیرفته است. مقاومت در برابر فناوری، پدیده ای چندوجهی است که ریشه در عوامل گوناگونی اعم از فردی، سازمانی، اجتماعی و فنی دارد. در سطح فردی، می توان به عواملی چون سن، سابقه خدمت، سطح مهارت های دیجیتال، نگرش ها و باورهای معلمان نسبت به فناوری، ترس از ناشناخته ها، نگرانی از افزایش بار کاری، احساس عدم کفایت، و عدم تمایل به تغییر عادات تدریس دیرینه اشاره کرد. برخی معلمان ممکن است احساس کنند که فناوری، جایگاه حرفه ای آن ها را تهدید می کند یا مهارت های سنتی تدریس را بی ارزش می سازد. همچنین، فقدان اعتماد به نفس در استفاده از ابزارهای جدید یا ترس از شکست در مواجهه با مشکلات فنی می تواند منجر به انزوا و مقاومت شود. در سطوح بالاتر، عوامل سازمانی نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند. کمبود زیرساخت های فنی مناسب در مدارس، تجهیزات ناکارآمد یا قدیمی، عدم دسترسی پایدار به اینترنت، و نبود حمایت های فنی و پشتیبانی مستمر از سوی مدیران آموزشی، می تواند مقاومت را تشدید کند. علاوه بر این، نبود برنامه های آموزشی جامع و موثر برای توانمندسازی معلمان در زمینه استفاده از فناوری های آموزشی، عدم وجود سیاست های حمایتی روشن و پایدار از سوی نهادهای بالادستی، و همچنین فشارهای اداری و ارزیابی های سنتی که بر معیارهای قدیمی تاکید دارند، می تواند به مقاومت دامن بزند. عدم تناسب فناوری با محتوای درسی یا روش های تدریس موجود، و همچنین عدم درک صحیح از مزایای واقعی فناوری در بهبود فرآیند یاددهی-یادگیری، از دیگر عوامل موثر در این زمینه هستند. مقاومت معلمان تنها به معنای مخالفت صریح نیست، بلکه می تواند خود را به صورت عدم استفاده، استفاده سطحی و ناکارآمد، یا حتی ابراز نارضایتی و بدبینی نسبت به فناوری نشان دهد. درک عمیق این مقاومت ها و شناسایی ریشه های آن ها، اولین گام اساسی برای تدوین استراتژی های موثر جهت غلبه بر این چالش و تسهیل پذیرش و ادغام فناوری در نظام آموزشی است. این پژوهش با بررسی دقیق این عوامل، قصد دارد تا تصویری جامع از وضعیت موجود ارائه دهد و راهکارهایی عملیاتی برای سیاست گذاران، مدیران آموزشی، و خود معلمان پیشنهاد کند تا بتوانند با اتخاذ رویکردهای مناسب، مقاومت را به پذیرش و سپس به بهره برداری اثربخش از فناوری تبدیل نمایند. شناسایی موانع و تسهیل گرهای پذیرش فناوری در میان معلمان، امری حیاتی برای موفقیت طرح های کلان توسعه آموزش مبتنی بر فناوری است و بدون درک و همراهی این قشر تاثیرگذار، هرگونه سرمایه گذاری در حوزه فناوری آموزشی با شکست مواجه خواهد شد. این تحقیق با تکیه بر مبانی نظری موجود و بررسی تجربیات پیشین، به دنبال ارائه چارچوبی تحلیلی برای فهم بهتر این پدیده پیچیده است تا بتواند مبنایی علمی برای تصمیم گیری های آتی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا پاک نیت
نویسنده اول
مهناز اسدی خیرآباد علیا
نویسنده دوم
محمد روزخوش
نویسنده سوم
مجتبی موسایی
نویسنده چهارم