بازخوانی بنیادهای لیبرالیسم تربیتی: مبانی فلسفی، کاربردهای عملی و پارادوکس های درونی در مواجهه با نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 225
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICMRE07_078
تاریخ نمایه سازی: 10 تیر 1405
چکیده مقاله:
لیبرالیسم تربیتی که ریشه در تحولات فکری سده های هفدهم تا نوزدهم دارد، افزون بر اصول کلان فردگرایی، آزادی عقلانی، حقوق طبیعی و سکولاریسم، مبتنی بر سه رکن انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی خاصی است. این نوشتار با روش توصیفی‑تحلیلی نخست این بنیادها را بازخوانی می کند:در انسان شناسی، فرد خودبنیاد، آزاد و خودخواه عقلانی مبتنی بر تقدم وجودی و ارزشی فرد بر جامعه (آربلاستر، ۱۳۷۷؛ بوردو، ۱۳۸۳) و نگاه لاک به وضع طبیعی آزاد، مساوی و مستقل و نیز انگیزه های شش گانه آدام اسمیت با محوریت نفع شخصی و همدردی اسمیت، به نقل از مقاله ی آدام اسمیت و ظهور مکتب لیبرالیسم کلاسیک، تبیین می شود.در معرفت شناسی، اصالت عقل و تجربه، نفی وحی و سنت به عنوان منابع بالادستی معرفت، نظریه ی اشکال دانش پل هرست (هفت شکل منطقی متمایز شامل ریاضیات، علوم طبیعی، شناخت افراد و تاریخ، ادبیات و هنرهای زیبا، اخلاق، فلسفه و آگاهی دینی) و تاکید ریچارد پیترز بر پرورش عقلانیت متربی از طریق کسب صور متفاوت تجربه و دانش، بازنمایی می شود (حیدری، ۱۳۸۳؛ پیرحیاتی، ۱۳۷۹).در ارزش شناسی، آزادی منفی (فقدان مداخله ی اجباری)، تساهل به مثابه ارزش اخلاقی مثبت، برابری شکلی و نسبی گرایی اخلاقی با استناد به سه توجیه جان استوارت میل (پیوند خلاقیت و آزادی، کشف حقیقت از طریق بحث آزاد، تعلق زندگی هر فرد به خود او) و آموزه ی لاک در نامه ای درباره تساهل تحلیل می شود.سپس دلالت های عینی لیبرالیسم تربیتی در سه مولفه ی اهداف (تربیت انسان آزاد و خودگردان، آموزش همگانی، آموزش مدنی، تحقق جامعه ی مترقی از طریق علم و فناوری)، محتوا (دانش برای خود دانش، اشکال دانش هرست، علوم انسانی به مثابه ی تقویت کننده ی نقد و بصیرت، آموزش قانون اساسی به عنوان هسته ی سخت برنامه درسی) و روش ها (دیالکتیک، روش استقرائی، تجربه ی دست اول، پرسش و پاسخ سقراطی، روش فرضیه ای‑قیاسی، روش های مشارکتی و خودگردانی مدرسه ای همراه با برنامه ی پنهان) تبیین می گردد .در ادامه، پارادوکس های درونی حل نشده لیبرالیسم تربیتی آشکار می شود:۱ -تنش میان آزادی و برابری (معمای کیفیت در برابر عدالت)؛۲- پارادوکس مدارا (بی طرفی دولت لیبرال در برابر ارزش های مختلف در عین ترویج ضروری آزادی فردی و دموکراسی مشروطه).۳- نسبی گرایی اخلاقی در برابر ترویج بالفعل ارزش های خاص لیبرال (تساهل، عقل گرایی، برابری جنسیتی، احترام به قانون اساسی) که ریشه در الهیات دنیستی و اصل تفکیک امور مدنی از امور روحانی دارد (غلامرضا کاشی و تقی زاده طبری، ۱۳۹۰، صص ۱۰۴-۱۰۵).۴- معمای آزادی آکادمیک در برابر حفاظت از دانش آموز (تعیین مرز میان آزادی بیان و ایجاد فضای خصمانه بر پایه ی اصل آسیب مستقیم جان استوارت میل)۵-شکاف میان نظریه ی بی طرفی مدرسه و عمل آن در ترویج ارزش های فرا‑ایدئولوژیک لیبرال.سرانجام با رویکردی تطبیقی، امکان پذیری هم زیستی یا تقابل این آموزه ها با نظام تربیتی جمهوری اسلامی ایران بر پایه ی مولفه هایی چون منبع شناخت، اولویت فرد،جامعه،دین، جایگاه دین در مدرسه، نسبی گرایی اخلاقی، غایت تربیت و حدود دخالت دولت در فرهنگ ارزیابی می شود. یافته ها نشان می دهد که هرچند در سطح روش ها و ابزارها (آموزش همگانی، نهادهای منتخب دانش آموزی، علم آموزی، پرورش تفکر انتقادی در سطح شعاری) شباهت های کارکردی دیده می شود، اما در بنیادهای هستی شناختی و ارزش شناختی (نظیر فطرت در برابر خودبنیادی فرد، عقل و وحی در تعامل در برابر عقل خودبنیاد، خدامحوری در برابر سکولاریسم، و اخلاق مطلق در برابر نسبی گرایی) تفاوتی ریشه ای و غیرقابل اقتضا وجود دارد. این افتراق ها هرگونه اقتباس ساده انگارانه از الگوی لیبرالی را در نظام آموزش ایران ناموفق می سازد، اما امکان اقتباس هوشمندانه از ابزارهای کارآمد (با جداسازی از بافت ایدئولوژیک و بازتعریف در چارچوب ارزشی اسلام) را باقی می گذارد.
کلیدواژه ها:
لیبرالیسم تربیتی ، فردگرایی ، آزادی تحصیلی ، سکولاریسم ، پارادوکس لیبرال ، آموزش و پرورش ایران ، فلسفه تعلیم و تربیت تطبیقی.
نویسندگان
زینب احمدی
دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه آزاد اسلامی اراک
معصومه سادات سعیدی
استادیار عضو هیات علمی وابسته دانشگاه آزاد اسلامی اراک