اثربخشی درمان فعال سازی رفتاری بر کاهش علائم افسردگی و خستگی مزمن در نوجوانان با کنترل نقش نشخوار فکری و کیفیت خواب

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 58

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_119

تاریخ نمایه سازی: 10 تیر 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: افسردگی و خستگی مزمن دو اختلال درهم تنیده در نوجوانان هستند که به طور قابل توجهی عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار می دهند. شیوع همایندی این دو اختلال در نوجوانی بین ۳۰ تا ۵۰ درصد گزارش شده است. درمان های دارویی محدودیت هایی دارند و مداخلات روان شناختی موثر نیازمند توجه همزمان به هر دو مولفه هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان فعال سازی رفتاری (Behavioral Activation) بر کاهش علائم افسردگی و خستگی مزمن در نوجوانان و با کنترل نقش نشخوار فکری و کیفیت خواب انجام شد.روش: این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان ۱۴ تا ۱۸ ساله مراجعه کننده به کلینیک های روان شناسی شهر شیراز در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ بود. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، ۶۰ نوجوان (۲۸ پسر، ۳۲ دختر) که بر اساس مصاحبه بالینی ساختاریافته (SCID-۵) دارای تشخیص افسردگی اساسی همراه با خستگی مزمن (با شدت حداقل متوسط) بودند، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۳۰ نفر) و کنترل (۳۰ نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش، ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقه ای فعال سازی رفتاری بر اساس پروتکل لوانوسکی و همکاران (۲۰۲۰) دریافت کرد. گروه کنترل در لیست انتظار ماند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم (BDI-II)، مقیاس شدت خستگی (FSS)، پرسشنامه نشخوار فکری (RRS) و شاخص کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) و با کنترل نمرات پیش آزمون تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که فعال سازی رفتاری به طور معناداری باعث کاهش نمرات افسردگی (F = ۲۸.۳۴, p < ۰.۰۰۱, η² = ۰.۳۳) و خستگی مزمن (F = ۲۲.۱۷, p < ۰.۰۰۱, η² = ۰.۲۸) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. اثر تعاملی نشخوار فکری بالا با مداخله معنادار بود (F = ۷.۸۹, p = ۰.۰۰۶, η² = ۰.۱۲)؛ به این معنا که اثربخشی فعال سازی رفتاری در نوجوانان با نشخوار فکری بالا (۳۱٪ کاهش افسردگی) به طور معناداری کمتر از نوجوانان با نشخوار فکری پایین (۵۴٪ کاهش) بود. همچنین کیفیت خواب ضعیف اثربخشی مداخله را به طور معناداری کاهش داد (F = ۶.۴۵, p = ۰.۰۱۳, η² = ۰.۱۰). همبستگی مثبت معناداری بین کاهش خستگی مزمن و کاهش افسردگی در گروه آزمایش مشاهده شد (r = ۰.۵۸, p < ۰.۰۰۱). اثر تعاملی جنسیت معنادار نبود (p = ۰.۳۸).بحث و نتیجه گیری: فعال سازی رفتاری یک مداخله موثر برای کاهش همزمان افسردگی و خستگی مزمن در نوجوانان است. مکانیسم اصلی اثر، شکستن چرخه «احساس خستگی → کناره گیری → تشدید خستگی و افسردگی» از طریق برنامه ریزی فعالیت های لذت بخش و مواجهه تدریجی است. با این حال، نوجوانانی که دچار نشخوار فکری مزمن (تمرکز مکرر بر علائم و علل ناراحتی بدون تلاش برای حل مسئله) هستند، به جلسات بیشتری یا ترکیب با بازسازی شناختی نیاز دارند. همچنین بهبود کیفیت خواب به عنوان یک مسیر مکمل برای افزایش اثربخشی درمان توصیه می شود. فعال سازی رفتاری یک درمان کم هزینه، بدون عارضه جانبی دارویی و مناسب برای اجرا در مدارس و کلینیک های عمومی است.

نویسندگان

سارا معصومی

دانشجوی دکترای تخصصی روانشناسی عمومی

فرشته معصومی

کارشناسی مشاوره و راهنمایی