از آموزش دانش محور تا تربیت شهروند شناختی چارچوبی برای توسعه ذهن، اراده، ادراک و شخصیت در عصر هوش مصنوعی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 80
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICMCAI02_067
تاریخ نمایه سازی: 9 تیر 1405
چکیده مقاله:
گسترش روزافزون هوش مصنوعی و نفوذ آن در عرصه های مختلف زندگی، پرسش های جدیدی را درباره اهداف و کارکردهای نظام های آموزشی مطرح کرده است. در شرایطی که بسیاری از فعالیت های مبتنی بر حافظه، بازیابی اطلاعات و حتی تولید محتوا توسط سامانه های هوشمند انجام می شود، آموزش صرف دانش و مهارت های فنی نمی تواند پاسخگوی نیازهای جوامع آینده باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی مفهومی برای تبیین ابعاد و مولفه های «شهروند شناختی» در عصر هوش مصنوعی انجام شده است. پژوهش از نظر هدف، توسعه ای و از نظر ماهیت، کیفی بوده و با بهره گیری از روش تحلیل مفهوم و سنتز مضمون انجام شده است. جامعه پژوهش شامل منابع علمی، اسناد بین المللی و متون نظری مرتبط با آموزش آینده، علوم شناختی، توسعه انسانی، شهروندی، اخلاق فناوری و هوش مصنوعی بود که به صورت هدفمند انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که تربیت شهروند شناختی مستلزم توسعه پنج بعد بنیادین شامل شخصیت، اراده، ذهن، ادراک و تعامل مسئولانه با هوش مصنوعی است. در بعد شخصیت، مولفه هایی نظیر اخلاق، همدلی، مسئولیت اجتماعی و معناجویی شناسایی شد. بعد اراده شامل خودرهبری، خودتنظیمی، تاب آوری و مسئولیت پذیری است. در بعد ذهن، تفکر انتقادی، تفکر سیستمی، حل مسئله و یادگیری مستمر قرار می گیرد. بعد ادراک بر آگاهی ادراکی، شناخت سوگیری ها، عدالت ادراکی و درک تفاوت های انسانی تاکید دارد و در نهایت، بعد تعامل مسئولانه با هوش مصنوعی شامل سواد الگوریتمی، اخلاق دیجیتال، ارزیابی انتقادی خروجی های هوش مصنوعی و حفظ نقش تصمیم گیری انسانی است بر اساس یافته ها، مدل پوست پیازی شهروند شناختی طراحی شد که در آن شخصیت به عنوان بنیان هویتی، اراده به عنوان نیروی محرک کنش، ذهن به عنوان بستر پردازش شناختی، ادراک به عنوان سازوکار فهم واقعیت و تعامل مسئولانه با هوش مصنوعی به عنوان عرصه ظهور قابلیت های انسانی در جهان فناورانه ایفای نقش می کنند.نتایج پژوهش نشان می دهد که بازآفرینی نظام های آموزشی در عصر هوش مصنوعی نیازمند گذار از آموزش دانش محور به سوی تربیت شهروندانی است که از بلوغ شناختی، ادراکی، اخلاقی و فناورانه برخوردار باشند.
کلیدواژه ها:
گسترش روزافزون هوش مصنوعی و نفوذ آن در عرصه های مختلف زندگی ، پرسش های جدیدی را درباره اهداف و کارکردهای نظام های آموزشی مطرح کرده است. در شرایطی که بسیاری از فعالیت های مبتنی بر حافظه ، بازیابی اطلاعات و حتی تولید محتوا توسط سامانه های هوشمند انجام می شود ، آموزش صرف دانش و مهارت های فنی نمی تواند پاسخگوی نیازهای جوامع آینده باشد. از این رو ، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی مفهومی برای تبیین ابعاد و مولفه های «شهروند شناختی» در عصر هوش مصنوعی انجام شده است. پژوهش از نظر هدف ، توسعه ای و از نظر ماهیت ، کیفی بوده و با بهره گیری از روش تحلیل مفهوم و سنتز مضمون انجام شده است. جامعه پژوهش شامل منابع علمی ، اسناد بین المللی و متون نظری مرتبط با آموزش آینده ، علوم شناختی ، توسعه انسانی ، شهروندی ، اخلاق فناوری و هوش مصنوعی بود که به صورت هدفمند انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که تربیت شهروند شناختی مستلزم توسعه پنج بعد بنیادین شامل شخصیت ، اراده ، ذهن ، ادراک و تعامل مسئولانه با هوش مصنوعی است. در بعد شخصیت ، مولفه هایی نظیر اخلاق ، همدلی ، مسئولیت اجتماعی و معناجویی شناسایی شد. بعد اراده شامل خودرهبری ، خودتنظیمی ، تاب آوری و مسئولیت پذیری است. در بعد ذهن ، تفکر انتقادی ، تفکر سیستمی ، حل مسئله و یادگیری مستمر قرار می گیرد. بعد ادراک بر آگاهی ادراکی ، شناخت سوگیری ها ، عدالت ادراکی و درک تفاوت های انسانی تاکید دارد و در نهایت ، بعد تعامل مسئولانه با هوش مصنوعی شامل سواد الگوریتمی ، اخلاق دیجیتال ، ارزیابی انتقادی خروجی های هوش مصنوعی و حفظ نقش تصمیم گیری انسانی است بر اساس یافته ها ، مدل پوست پیازی شهروند شناختی طراحی شد که در آن شخصیت به عنوان بنیان هویتی ، اراده به عنوان نیروی محرک کنش ، ذهن به عنوان بستر پردازش شناختی ، ادراک به عنوان سازوکار فهم واقعیت و تعامل مسئولانه با هوش مصنوعی به عنوان عرصه ظهور قابلیت های انسانی در جهان فناورانه ایفای نقش می کنند.نتایج پژوهش نشان می دهد که بازآفرینی نظام های آموزشی در عصر هوش مصنوعی نیازمند گذار از آموزش دانش محور به سوی تربیت شهروندانی است که از بلوغ شناختی ، ادراکی ، اخلاقی و فناورانه برخوردار باشند.
نویسندگان
فائزه سنجابی
پژوهشگر دکتری تخصصی شهرسازی ، گروه معماری و شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، واحد تهران غرب ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران.
بهنام قدیمی
پژوهشگر مستقل