مفهوم انسان کامل در مثنوی معنوی مولانا
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 77
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_1076
تاریخ نمایه سازی: 9 تیر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل مفهوم انسان کامل در مثنوی معنوی مولانا انجام شده است و در این راستا، با بهره گیری از روش تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای تفسیری و با رویکرد هرمنوتیک متن محور، ابیات و داستان های کلیدی مثنوی که به نوعی به تبیین مقام، ویژگی ها و مسیر دستیابی به انسان کامل پرداخته اند، مورد واکاوی عمیق قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در اندیشه مولانا، انسان کامل نه یک موجود فرازمینی یا فرشته گونه، بلکه انسانی است که با عبور از لایه های نفسانی و طی کردن مراحل سلوک عرفانی، به مقام قرب الهی، فنا و بقا، و تجلی اسما و صفات الهی نائل آمده است و این انسان، به عنوان «خلیفه الله»، «آیینه تمام نمای حق»، «قلب عالم»، و «محور هستی» شناخته می شود که وجودش، فیض و برکت را به تمامی عالم می رساند و از این منظر، انسان کامل در مثنوی، دارای ویژگی های برجسته ای نظیر «علم لدنی»، «ولایت و قرب الهی»، «فنا و بقا»، «جامعیت و کمال»، «محبت و عشق الهی»، و «هدایت گری و رهبری» است و این ویژگی ها، او را از سایر انسان ها متمایز می سازد و به او جایگاهی رفیع و ممتاز در نظام هستی می بخشد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مولانا، انسان کامل را نه به عنوان یک مفهوم انتزاعی و فلسفی، بلکه به عنوان یک واقعیت عینی و الگوی عینی برای سیر و سلوک معرفی می کند و داستان های تمثیلی مثنوی (نظیر داستان موسی و شبان، داستان بلبل و بازرگان، و داستان پیر چنگی) هر یک به نوعی، مراحل و موانع دستیابی به مقام انسان کامل را به تصویر می کشند و در این مسیر، عشق به عنوان موتور محرکه اصلی سیر و سلوک، و پیر (مرشد کامل) به عنوان راهنما و الگوی عینی انسان کامل، نقشی کلیدی و حیاتی ایفا می کنند. همچنین تحلیل یافته ها نشان می دهد که انسان کامل در مثنوی، دارای ابعاد وجودی متعددی است که شامل «بعد الهی-روحانی»، «بعد عرفانی-سلوکی»، «بعد اخلاقی-تربیتی»، «بعد اجتماعی-هدایتی»، و «بعد عشقی-وجدانی» می شود و این ابعاد، به صورت یکپارچه و به هم پیوسته، هویت و شخصیت انسان کامل را شکل می دهند و از این منظر، انسان کامل مولانا، نه یک زاهد گوشه گیر و عزلت نشین، بلکه انسانی است که در عین قرب الهی، در متن جامعه حضور دارد و به هدایت و تربیت دیگران می پردازد و از این رهگذر، به عنوان یک الگوی جامع و کامل برای بشریت معرفی می شود. در پایان، پیشنهادهایی نظیر بازخوانی مثنوی با رویکرد انسان شناختی، توجه به مفهوم انسان کامل در نظام های تربیتی، و بهره گیری از آموزه های مولانا در طراحی الگوهای تربیت اخلاقی و عرفانی ارائه شده است تا بتوان از ظرفیت های بی نظیر این اثر گران قدر در جهت تعالی فردی و اجتماعی بهره برداری نمود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
معصومه جعفرپور
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی