فرصت ها و چالش های استفاده از هوش مصنوعی در تولید آثار هنری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 76
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_344
تاریخ نمایه سازی: 9 تیر 1405
چکیده مقاله:
هوش مصنوعی در سال های اخیر به یکی از مهم ترین فناوری های تحول آفرین در عرصه هنر و صنایع خلاق تبدیل شده است و با گسترش الگوریتم های یادگیری ماشین، یادگیری عمیق و مدل های مولد، شیوه تولید، بازآفرینی و عرضه آثار هنری را به طور چشمگیری دگرگون کرده است. امروزه ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی قادرند با تحلیل حجم عظیمی از داده های بصری، صوتی و متنی، آثاری در حوزه های نقاشی، طراحی گرافیک، موسیقی، ادبیات، سینما، انیمیشن و هنرهای دیجیتال تولید کنند که از نظر کیفیت و خلاقیت، در بسیاری از موارد با آثار تولیدشده توسط انسان قابل مقایسه هستند. این تحول، فرصت های تازه ای را برای هنرمندان، پژوهشگران، طراحان و صنایع فرهنگی ایجاد کرده و امکان افزایش سرعت تولید آثار، کاهش هزینه های طراحی، توسعه ایده های نوآورانه، شخصی سازی محصولات هنری، دسترسی آسان تر به ابزارهای خلق اثر و گسترش همکاری میان انسان و ماشین را فراهم ساخته است. در عین حال، استفاده روزافزون از هوش مصنوعی در هنر با چالش های متعددی نیز همراه است که از مهم ترین آن ها می توان به ابهام در مالکیت فکری آثار تولیدشده، مسائل مربوط به حق مولف، نقض حقوق هنرمندان در فرایند آموزش مدل های هوش مصنوعی، کاهش نقش خلاقیت انسانی، نگرانی درباره اصالت آثار، سوگیری الگوریتم ها، تولید محتوای مشابه و تکراری، تهدید برخی مشاغل هنری و ایجاد پرسش های اخلاقی و حقوقی درباره جایگاه انسان در فرآیند خلق اثر اشاره کرد. هدف این پژوهش، بررسی جامع فرصت ها و چالش های استفاده از هوش مصنوعی در تولید آثار هنری و تحلیل آثار فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و حقوقی این فناوری بر آینده هنر است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعه منابع علمی، کتاب ها، مقالات پژوهشی و گزارش های معتبر داخلی و بین المللی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی نه به عنوان جایگزین کامل هنرمند، بلکه به عنوان ابزاری توانمند برای توسعه خلاقیت، افزایش بهره وری و خلق شیوه های نوین بیان هنری قابل استفاده است؛ با این حال، بهره گیری موثر از این فناوری مستلزم تدوین قوانین شفاف در حوزه مالکیت فکری، رعایت اصول اخلاق حرفه ای، حمایت از حقوق هنرمندان، افزایش سواد دیجیتال، توسعه چارچوب های نظارتی و ایجاد تعادل میان نوآوری فناورانه و ارزش های انسانی است. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که آینده هنر بیش از آنکه در تقابل میان انسان و هوش مصنوعی شکل گیرد، بر پایه همکاری و تعامل این دو استوار خواهد بود؛ به گونه ای که تصمیم گیری، تخیل، احساس، تجربه زیسته و درک زیبایی شناختی همچنان از ویژگی های منحصربه فرد انسان باقی می ماند و هوش مصنوعی نقش ابزار پشتیبان را در فرآیند خلق آثار ایفا می کند. از سوی دیگر، گسترش دسترسی عمومی به سامانه های هوش مصنوعی سبب شده است افراد فاقد آموزش تخصصی نیز بتوانند در تولید آثار هنری مشارکت کنند؛ موضوعی که ضمن افزایش مشارکت فرهنگی، پرسش هایی درباره معیارهای ارزش گذاری آثار هنری، جایگاه هنرمند حرفه ای و مفهوم اصالت اثر به وجود آورده است. بنابراین، آینده هنر در عصر هوش مصنوعی نیازمند رویکردی متوازن است که ضمن بهره گیری از ظرفیت های گسترده فناوری، از هویت فرهنگی، خلاقیت انسانی، حقوق پدیدآورندگان و ارزش های اخلاقی نیز حفاظت کند تا توسعه فناوری به ارتقای کیفیت هنر و گسترش نوآوری منجر شود، نه تضعیف جایگاه هنرمندان و کاهش ارزش آثار اصیل.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
معصومه پورجمشیدی
کارشناسی هنرهای تجسمی
فاطمه باب الحوایجی
کارشناسی هنرهای تجسمی