هوش مصنوعی در خدمت انسان سازی: تاکید بر نقش معلم در پرورش تفکر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 77

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_3906

تاریخ نمایه سازی: 9 تیر 1405

چکیده مقاله:

زمینه و مسئله: ظهور هوش مصنوعی مولد (Generative AI) در عرصه تعلیم و تربیت، نه تنها امکانات بی سابقه ای برای شخصی سازی یادگیری و خودکارسازی فرایندهای آموزشی فراهم آورده، بلکه چالش های بنیادینی را در رابطه با زوال توانایی های شناختی، کاهش تعاملات انسانی اصیل، و تضعیف نقش تربیتی معلم ایجاد کرده است. در این میان، نگرانی اصلی آن است که به کارگیری بی نقشه و غیرانتقادی این فناوری، نظام های آموزشی را از هدف غایی خود یعنی «انسان سازی» و «پرورش تفکر انتقادی و مستقل» دور سازد.هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش محوری و بی بدیل معلم در واسطه گری میان دانش آموز و هوش مصنوعی، به منظور حفظ و ارتقای ابعاد انسانی تعلیم و تربیت در عصر دیجیتال انجام شده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه می توان از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری در خدمت «انسان سازی» استفاده کرد، نه ابزاری برای «انسان زدایی» از فرایند یادگیری.روش شناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل اسنادی (Document Analysis) صورت گرفته است. جامعه پژوهش شامل مقالات علمی معتبر بین المللی، گزارش های نهادهای جهانی نظیر یونسکو و انجمن تربیت معلم اروپا، و نیز چارچوب های نوین نظری مانند AIA-PCEK در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۶ می باشد. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی و تکنیک مثلث سازی (ترکیب چند منبع) مورد واکاوی قرار گرفته است.یافته های کلیدی: یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی دارای ماهیتی دوگانه است؛ از یک سو با ارائه بازخورد فوری و تطبیق محتوا، فرصت های شگرفی برای غنی سازی آموزش ایجاد می کند، اما از سوی دیگر، خطراتی چون «آتروفی آموزشی» (تحلیل رفتن فرایندهای تربیتی انسانی در تقلید از الگوریتم ها)، کاهش خودمختاری فکری دانش آموزان، و نادیده گرفتن تنوع های فرهنگی را به همراه دارد. در این بستر، نقش معلم از «انتقال دهنده صرف دانش» به «طراح یادگیری هدفمند»، «راهنمای اخلاقی و انتقادی» و «حافظ کرامت انسانی در تعاملات آموزشی» تغییر یافته است. همچنین، نتایج موکد آن است که «سواد هوش مصنوعی» دیگر یک شایستگی فنی صرف نیست، بلکه مجموعه ای از توانایی های اخلاقی، انتقادی و تعاملی است که معلم باید برای مواجهه با چالش های عصر جدید از آن برخوردار باشد.بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر نتیجه می گیرد که آینده آموزش، نه مبتنی بر حذف معلم به نفع الگوریتم ها، بلکه مبتنی بر هم کاری هوشمندانه «انسان و ماشین» با محوریت معلم به عنوان «قطب نمای اخلاقی» و «قلب همدل» این هم کاری خواهد بود. برای تحقق این چشم انداز، ضروری است نظام های تربیت معلم بازنگری اساسی شده و برنامه های توسعه حرفه ای مستمر با تاکید بر مولفه های اخلاقی، مهارت های واسطه گری و پرورش تفکر انتقادی طراحی گردند. در نهایت، تنها در سایه توانمندسازی معلمان می توان از هوش مصنوعی به عنوان «پل»ی برای تعالی انسانی و نه «سد»ی در برابر آن بهره برد.

نویسندگان

میلاد خلیلی ریک آبادی

کارشناسی آموزش ابتدایی