تاثیر یادگیری معکوس بر افزایش مشارکت فعال دانش آموزان در کلاس درس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 84
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_1012
تاریخ نمایه سازی: 8 تیر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر روش یادگیری معکوس (Flipped Learning) بر افزایش مشارکت فعال دانش آموزان در کلاس درس انجام شد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود که در آن، یادگیری معکوس (شامل ارائه محتوای آموزشی از طریق فیلم های آموزشی آنلاین در منزل و اختصاص زمان کلاس به فعالیت های تعاملی، حل مسئله و بحث گروهی) به عنوان متغیر مستقل و مشارکت فعال دانش آموزان (شامل مشارکت شناختی، رفتاری و عاطفی) به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه یازدهم رشته علوم تجربی در شهر اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، ابتدا دو منطقه آموزشی و سپس از هر منطقه، دو مدرسه و از هر مدرسه، دو کلاس (جمعا ۸ کلاس) انتخاب شدند و از هر کلاس، با استفاده از روش تصادفی ساده، ۱۵ دانش آموز (جمعا ۱۲۰ دانش آموز) انتخاب و پس از همگن سازی بر اساس نمرات پیش آزمون، در دو گروه ۶۰ نفری (آزمایش و کنترل) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مشارکت فعال دانش آموزان (با ۲۴ گویه و سه مولفه شناختی، رفتاری و عاطفی) و آزمون محقق ساخته درک مطلب و تحلیل محتوا بودند که روایی محتوایی آن ها توسط ۱۲ متخصص علوم تربیتی و روان شناسی تایید و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب ۰٫۹۰ و ۰٫۸۷ محاسبه گردید. گروه آزمایش به مدت ۱۰ جلسه ۷۵ دقیقه ای (هر هفته دو جلسه به مدت ۵ هفته) تحت آموزش با روش یادگیری معکوس قرار گرفتند که در آن، دانش آموزان موظف بودند شب قبل از هر جلسه، فیلم های آموزشی کوتاه (۱۵ تا ۲۰ دقیقه ای) را در منزل تماشا کنند و سپس در کلاس، به فعالیت های تعاملی مانند بحث گروهی، حل مسئله، کارگاه های عملی و پرسش و پاسخ بپردازند، در حالی که گروه کنترل با روش سنتی و سخنرانی محور (ارائه محتوا در کلاس و انجام تکالیف در منزل) به آموزش ادامه دادند. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره، t مستقل و t زوجی در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین میانگین نمرات مشارکت فعال و مولفه های آن (شناختی، رفتاری و عاطفی) در گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (۰٫۰۰۱>P) و روش یادگیری معکوس توانسته است مشارکت شناختی (۶۲ درصد)، مشارکت رفتاری (۵۸ درصد) و مشارکت عاطفی (۵۴ درصد) دانش آموزان را به طور معناداری افزایش دهد. همچنین، تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که تاثیر مداخله بر هر سه مولفه مشارکت در سطح ۰٫۰۰۱>P معنادار است و اندازه اثر برای کل مداخله ۰٫۶۱ محاسبه شد. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که یادگیری معکوس با انتقال بخش انتقالی آموزش به خارج از کلاس و اختصاص زمان کلاس به فعالیت های تعاملی و عمیق، می تواند به عنوان یک راهکار موثر در افزایش مشارکت فعال دانش آموزان عمل کند و کلاس را از فضای انفعالی به فضایی پویا و مشارکتی تبدیل نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ماریه شریف زاده
کارشناسی ارشدروان شناسی تربیتی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد آموزگار ، اداره آموزش و پرورش شهرستان مهاباد
قدم خیر سعیدیان
کارشناسی علوم تربیتی ، دانشگاه میعاد مهاباد آموزگار آموزش و پرورش مهاباد
سیران محمدی
کارشناسی تربیت بدنی وعلوم ورزشی،دانشگاه پیام نور،واحدمهاباد، آموزگار