مدیریت مشارکتی در مدرسه و نقش آن در بهبود فضای آموزشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 83

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_1001

تاریخ نمایه سازی: 8 تیر 1405

چکیده مقاله:

مدیریت مشارکتی به عنوان یکی از موثرترین رویکردهای مدیریتی در نظام های آموزشی نوین، جایگزین مدل های سنتی و دستوری شده است که در آنها مدیران به تنهایی تصمیم گیری می کردند و معلمان، دانش آموزان و اولیا نقشی در اداره مدرسه نداشتند. این رویکرد بر اساس اصل توانمندسازی، اشتراک گذاری قدرت، و مشارکت فعال همه ذی نفعان در فرایند تصمیم گیری و اجرا استوار است و با ایجاد حس مالکیت، تعلق، و مسئولیت پذیری در اعضای جامعه مدرسه، فضای آموزشی را از محیطی خشک و دستوری به فضایی پویا، خلاق و حمایت گر تبدیل می کند . این مقاله با روش مرور نظام مند و تحلیل ترکیبی ۸۰ مطالعه انجام شده در ایران و جهان (از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۵)، به بررسی نقش مدیریت مشارکتی در بهبود فضای آموزشی مدارس و شناسایی موثرترین سازوکارهای مشارکتی و موانع پیاده سازی آنها می پردازد.. یافته ها نشان می دهد که مدیریت مشارکتی از پنج مسیر اصلی بر فضای آموزشی تاثیر مثبت می گذارد: افزایش رضایت شغلی و انگیزه معلمان (با اندازه اثر ۰.۷۲)، بهبود جو عاطفی و روابط انسانی در مدرسه (با اندازه اثر ۰.۶۸)، افزایش حس تعلق و مسئولیت پذیری دانش آموزان (با اندازه اثر ۰.۶۵)، ارتقای کیفیت تصمیم گیری ها از طریق تنوع دیدگاه ها (با اندازه اثر ۰.۵۸)، و افزایش خلاقیت و نوآوری در فرایندهای آموزشی (با اندازه اثر ۰.۶۱) موثرترین سازوکارهای مشارکتی شامل شوراهای معلمان (با اندازه اثر ۰.۷۴)، شوراهای دانش آموزی (با اندازه اثر ۰.۶۲)، انجمن اولیا و مربیان (با اندازه اثر ۰.۵۵)، و تیم های حل مسئله (با اندازه اثر ۰.۶۸) هستند و ترکیب همزمان همه این سازوکارها، بالاترین تاثیر را بر فضای آموزشی دارد (اندازه اثر ۰.۸۱) .با این حال، چالش هایی مانند مقاومت مدیران در برابر واگذاری قدرت (با فراوانی ۸۲ درصد)، کمبود زمان برای جلسات مشارکتی (با فراوانی ۷۶ درصد)، عدم باور به اثربخشی مشارکت (با فراوانی ۷۲ درصد)، ضعف مهارت های ارتباطی و حل تعارض (با فراوانی ۶۵ درصد)، و کمبود آگاهی و انگیزه والدین برای مشارکت (با فراوانی ۶۰ درصد)، موانع جدی بر سر راه پیاده سازی موثر مدیریت مشارکتی در مدارس ایران هستند (سیلورمن و همکاران، ۲۰۲۳؛ کینگ و همکاران، ۲۰۲۲). یافته های کیفی نیز نشان می دهند که مشارکت واقعی (در مقابل مشارکت نمادین) نیازمند تغییر نگرش مدیران، توانمندسازی معلمان، و ایجاد زیرساخت های مناسب است و مدارسی که مدیریت مشارکتی را به صورت واقعی و نه تشریفاتی اجرا می کنند، از فضای آموزشی بسیار مطلوب تری برخوردارند (سورن و جنسن، ۲۰۲۳؛ زیلر و یووال، ۲۰۲۱). در پایان، بر اساس یافته های پژوهش، یک چارچوب هفت مرحله ای برای استقرار مدیریت مشارکتی در مدارس ایران ارائه می شود که شامل تدوین نقشه راه ملی، توانمندسازی مدیران، تشکیل شوراهای معلمان و دانش آموزان، تقویت انجمن اولیا، ایجاد تیم های حل مسئله، انجام نظرسنجی های منظم، و پایش و ارزیابی مستمر است و می تواند به عنوان راهنمای عملی برای سیاست گذاران، مدیران و معلمان در مسیر تحول فضای آموزشی مدارس کشور مورد استفاده قرار گیرد.

نویسندگان

علیرضا عرب بافرانی

کارشناسی الهیات و معارف اسلامی ، اصفهان ، نایین