طراحی و اعتبارسنجی الگوی نوآوری آموزشی مبتنی بر یادگیری فعال در مدارس دوره ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 64

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3287

تاریخ نمایه سازی: 7 تیر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی نوآوری آموزشی مبتنی بر یادگیری فعال در مدارس دوره ابتدایی انجام شد. تحول در نظام های آموزشی و ضرورت فاصله گرفتن از روش های سنتی تدریس، توجه به الگوهای نوین یاددهی–یادگیری را به یکی از اولویت های اساسی آموزش ابتدایی تبدیل کرده است. در این میان، نوآوری آموزشی و یادگیری فعال به عنوان دو مولفه کلیدی، نقش مهمی در ارتقای کیفیت تدریس، افزایش مشارکت دانش آموزان و بهبود پیامدهای تربیتی و تحصیلی ایفا می کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی آن بود تا الگویی بومی و معتبر برای استقرار نوآوری آموزشی بر پایه اصول یادگیری فعال در مدارس ابتدایی ارائه دهد.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، آمیخته اکتشافی بود. در بخش کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون، دیدگاه های متخصصان حوزه برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی و معلمان با تجربه دوره ابتدایی بررسی شد و مولفه های اصلی الگو شناسایی گردید. در بخش کمی نیز، الگوی استخراج شده از طریق تحلیل عاملی تاییدی و نظرخواهی از خبرگان اعتبارسنجی شد. جامعه پژوهش شامل استادان دانشگاه، مدیران مدارس ابتدایی و معلمان بود که به صورت هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری در بخش کیفی و با روش نمونه گیری مناسب در بخش کمی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی محتوایی و سازه آن ها تایید و پایایی آن ها نیز در سطح مطلوب ارزیابی شد.یافته های پژوهش نشان داد الگوی نوآوری آموزشی مبتنی بر یادگیری فعال در مدارس دوره ابتدایی دارای چند بعد اصلی شامل رهبری و مدیریت نوآورانه، توانمندسازی معلمان، طراحی محیط یادگیری تعاملی، به کارگیری روش های تدریس فعال، مشارکت دانش آموزان، بهره گیری از فناوری های آموزشی، ارزشیابی فرایندی و حمایت نهادی است. نتایج همچنین بیانگر آن بود که میان این ابعاد، توانمندسازی معلمان و طراحی محیط یادگیری تعاملی نقش محوری تری در تحقق نوآوری آموزشی دارند. شاخص های برازش مدل نیز حاکی از آن بود که الگوی پیشنهادی از اعتبار مناسب و برازش مطلوب برخوردار است و می تواند به عنوان چارچوبی علمی برای بهبود کیفیت آموزش در مدارس ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد.در مجموع، می توان نتیجه گرفت که استقرار الگوی نوآوری آموزشی مبتنی بر یادگیری فعال نه تنها موجب افزایش انگیزش، خلاقیت و مشارکت دانش آموزان می شود، بلکه زمینه ارتقای اثربخشی تدریس، بهبود تعاملات آموزشی و توسعه شایستگی های حرفه ای معلمان را نیز فراهم می سازد. بنابراین، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی، مدیران مدارس و برنامه ریزان درسی با فراهم کردن زیرساخت های لازم، شرایط اجرایی شدن این الگو را در مدارس دوره ابتدایی تقویت کنند تا مسیر تحقق آموزش کیفی، پویا و دانش آموزمحور هموارتر شود.

نویسندگان

نرگس نیازی

دبستان خیرعلی شیرازی۱ ناحیه یک خرم آباد لرستان