هوش مصنوعی و نقش معلم: از انتقال دانش تا پرورش خلاقیت و فرهنگ
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_3876
تاریخ نمایه سازی: 6 تیر 1405
چکیده مقاله:
هوش مصنوعی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین فناوری های قرن بیست و یکم، مرزهای سنتی آموزش و پرورش را درنوردیده و نظام های یاددهی-یادگیری را در سراسر جهان با دگرگونی عمیقی مواجه ساخته است. این مقاله به بررسی بنیادین تحول نقش معلم در عصر هوش مصنوعی پرداخته و با بهره گیری از روش کتابخانه ای-تحلیلی، استدلال می کند که کارکرد معلم از «انتقال دهنده صرف دانش» به «تسهیل گر، راهنما، طراح تجربه یادگیری، تحلیل گر داده های آموزشی و پرورش دهنده خلاقیت، تفکر انتقادی و فرهنگ» تغییر یافته است. پژوهش حاضر با مرور نظام مند ۱۸ منبع معتبر داخلی و خارجی، نشان می دهد که هوش مصنوعی با ارائه قابلیت هایی نظیر شخصی سازی مسیرهای یادگیری، تولید محتوای پویا، ارائه بازخورد آنی، خودکارسازی فرآیندهای ارزشیابی و تحلیل داده های پیشرفت تحصیلی، نه تنها تهدیدی برای جایگاه معلم نیست، بلکه ابزاری توانمند برای ارتقای کیفیت تعاملات آموزشی و آزادسازی زمان معلم برای فعالیت های کیفی تر محسوب می شود.یافته های پژوهش حاکی از آن است که در الگوی نوین، معلم با بهره گیری از هوش مصنوعی، وظایف زمان بر و تکراری را به ماشین واگذار کرده و بر ماموریت های اصیل انسانی خود یعنی پرورش خلاقیت، حل مسئله های پیچیده، تفکر نقادانه، مهارت های اجتماعی-هیجانی و انتقال ارزش های فرهنگی و اخلاقی متمرکز می شود. معلم عصر دیجیتال، دیگر منبع انحصاری دانش نیست، بلکه کسی است که دانش آموزان را در مواجهه با انبوه اطلاعات، به تامل، پرسش گری و خلق معانی جدید هدایت می کند و با طراحی محیط های یادگیری مشارکتی و پروژه محور، بستری برای شکوفایی استعدادها و هویت یابی فرهنگی فراهم می آورد.با این حال، تحقق این نقش های نوین با چالش های جدی از جمله شکاف دیجیتال و نابرابری در دسترسی به فناوری، کمبود زیرساخت های مناسب، مقاومت سازمانی و فردی در برابر تغییر، نیاز به توانمندسازی گسترده معلمان در حوزه سواد داده ای و طراحی آموزشی، و نیز ملاحظات اخلاقی مرتبط با حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی و وابستگی بیش ازحد به فناوری روبه رو است. مقاله در بخش بحث، با مقایسه تطبیقی یافته های داخلی و خارجی، بر لزوم سیاست گذاری هوشمندانه، سرمایه گذاری در زیرساخت های دیجیتال، بازنگری بنیادین در برنامه های درسی و تربیت معلم، و ایجاد همکاری سینرژیک میان معلمان، متخصصان فناوری و متولیان آموزشی تاکید دارد.در نهایت، نتیجه گیری مقاله بر این محور استوار است که آینده آموزش، نه حذف معلم توسط ماشین، بلکه همکاری هوشمندانه انسان و هوش مصنوعی است؛ هم افزایی که در آن فناوری، توانمندی های معلم را دوچندان کرده و معلم با تکیه بر هوش انسانی، وجدانی و فرهنگی خود، مسیر تعالی نسل های آینده را هدایت می کند. پژوهش حاضر با ارائه پیشنهادهایی برای توانمندسازی معلمان، اصلاح نظام های ارزشیابی و تدوین منشور اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی در آموزش، به عنوان نقشه راهی برای نظام آموزشی ایران در گذار به عصر جدید تلقی می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا مزید آبادی فراهانی
کارشناسی ارشد میکروبیولوژی
سمیه متین پور
کارشناسی ارشد جغرافیا برنامه ریزی شهری
زهرا برزگران
کاردانی آموزش ابتدایی