از چالش های مهم در تدریس مطالعات اجتماعی، فاصله میان ظرفیت واقعی این درس و شیوه های رایج آموزش آن است
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_3852
تاریخ نمایه سازی: 6 تیر 1405
چکیده مقاله:
یکی از چالش های مهم در تدریس مطالعات اجتماعی، فاصله میان ظرفیت واقعی این درس و شیوه های رایج آموزش آن است. در حالی که این حوزه می تواند بستری برای فهم گذشته، تحلیل محیط، درک روابط اجتماعی و تمرین مسئولیت پذیری شهروندی باشد، در عمل اغلب به درسی مبتنی بر متن کتاب، حفظ کردن مطالب و پاسخ گویی به پرسش های تکراری تقلیل می یابد. این وضعیت سبب می شود دانش آموزان ارتباطی زنده و موثر با محتوای درس برقرار نکنند و آن را کم جاذبه و کم کاربرد تلقی نمایند.در بخش تاریخ، تدریس اغلب به نقل خشک وقایع و تاریخ ها محدود می شود و کمتر از ظرفیت تخیل، روایت و بازسازی موقعیت استفاده می شود. در حالی که روایت گری و قصه گویی می تواند فهم تاریخی را از سطح حفظ اطلاعات فراتر برده و به درک معنادار از گذشته تبدیل کند (ایگان، ۱۹۸۹؛ حسینی و رحمانی، ۱۴۰۰). در بخش جغرافیا نیز به جای مشاهده، کشف، نقشه خوانی فعال و تجربه میدانی، آموزش اغلب به حفظ نام مکان ها و تعاریف خلاصه می شود؛ حال آن که بازی وارسازی، فعالیت های میدانی و یادگیری فعال می توانند درک فضایی دانش آموزان را تقویت کنند (رضایی راد، رییسی و مهدوی سعیدآبادی، بی تا؛ نادری و همکاران، ۱۴۰۱). در بخش اجتماعی نیز، با وجود ارتباط مستقیم موضوعات با زندگی واقعی، کمتر از فیلم، مستند، پادکست و گفت وگوی هدایت شده استفاده می شود؛ در حالی که پژوهش ها تاثیر مثبت فیلم های آموزشی بر درک مفاهیم، انگیزه و تفکر انتقادی را نشان داده اند (مختاری و چناری، ۱۴۰۴؛ Mayer, ۲۰۰۹).در نتیجه، مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که چگونه می توان با توجه به ساختار سه گانه مطالعات اجتماعی، الگویی آموزشی طراحی کرد که به طور هم زمان جذابیت، مشارکت فعال، فهم عمیق و کاربردپذیری را در فرایند یادگیری تقویت کند.
نویسندگان
امیر جفره
دبیر