سوادآموزی و مهارت آموزی در مراکز یادگیری محلی، نقش موثری در ارتقای کارآفرینی زنان کم سواد و بی سواد استان مازندران دارد

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_3848

تاریخ نمایه سازی: 6 تیر 1405

چکیده مقاله:

آیا افزایش سواد، لزوما به ارتقاء فرهنگ می انجامد؟ اما نرخ بی سوادی همانطور که در ابتدا نیز به آن اشاره کردیم، به عنوان یکی از شاخص های بسیار مهم در تعیین میزان توسعه یافتگی به شمار می آید و از آنجا که توسعه یافتگی، همه حوزه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اجتماعی را در بر می گیرد، بدیهی است که وقتی نرخ واقعی باسوادی را در اختیار داشته باشیم، می توانیم به همان اندازه، به ارزیابی رشد و توسعه سایر حوزه ها نیز بپردازیم و حالا سوالی که در این زمینه در ذهن شکل می گیرد این نکته است که اساسا مازندران با توجه به این میزان از باسوادی در امر توسعه فرهنگی نیز به رشد والایی رسیده است؟ باید دید تحصیلات دانشگاهی تا چه میزان به رشد و تعالی فرهنگی در مازندران انجامیده است؟ آیا لزوما هرکه باسوادتر است، با فرهنگ تر نیز هست؟ به نظر می رسد شنیدن سخنان یک جامعه شناس در خصوص رابطه فرهنگ و سواد می تواند اندکی از ابهامات را در این خصوص برطرف سازد. دکتر جواد بالامیری در این زمینه، گفت: سواد، حکم دانش کاربردی در مسئله ای خاص را دارد اما فرهنگ، زنجیره ای است که واقعیت ها، خیالات و آرزوهای مردم یک جامعه را به هم می رساند. علم و آگاهی اگر به صورت فرهنگ در نیاید، موجب رشد نمی شود این جامعه شناس در ادامه افزود: به نظر می رسد رابطه الزاما اثرگذاری میان این دو نباشد و اگر سواد را امری صرفا دانش محور یا بر پایه علم بدانیم، اما فرهنگ در صورتی با علم رابطه بر قرار می کند که علم به صورت هدفمند در چهارچوب فرهنگ قرار گیرد و با این وصف می توان این گونه نتیجه گیری کرد که سواد هر چند برای بالندگی فرهنگی یک شهر یا استان یا در سطح ملی برای یک کشور الزام آور است، اما تا زمانی که در قالب فرهنگ قرار نگیرد، نمی تواند به رشد و توسعه فرهنگی- اجتماعی جامعه کمک کند. شهروندان یک جامعه باسواد انتخاب های اصلح بیشتری خواهند داشت و چه در انتخاب های سیاسی و چه در انتخاب های شخصی مثل انتخاب همسر و انتخاب شغل هم بهتر از افراد بی سواد عمل می کنند. البته شاید مثال های نقضی هم در این روابط وجود داشته باشد، و مثلا یک فرد باسواد از سطح فرهنگ نازلی برخوردار باشد یا یک فرد بی سواد، سطح مالی خوبی داشته باشد، اما نباید فراموش کنیم که این موارد در مقابل تعداد زیاد باسوادان با فرهنگ یا ثروتمندان باسواد، بسیار نادر است. بنابراین وظیفه دستگاه های اجرایی خصوصا آموزشی کشور، و به ویژه مازندران به عنوان باسوادترین استان کشور، کوشش برای برقراری هم پیوندی ناگسستنی میان سواد و فرهنگ است که این مهم می تواند در قالب آموزش فرهنگی و فرهنگ آموزشی پیگیری شود.

نویسندگان