تبارشناسی سیاست گذاری «معلم کارآفرین» در اسناد تحولی آموزش و پرورش ایران: واکاوی گسست های گفتمانی از انقلاب تا امروز
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RVCONF06_2306
تاریخ نمایه سازی: 5 تیر 1405
چکیده مقاله:
هدف این پژوهش، واکاوی تبارشناسانه شکل گیری گفتمان «معلم کارآفرین» در اسناد تحولی آموزش و پرورش ایران و شناسایی گسست های گفتمانی آن از دهه ۱۳۶۰ تاکنون است. روش پژوهش، کیفی از نوع تبارشناسی فوکو (Foucault, ۱۹۷۷) می باشد که به جای جستجوی ریشه های خطی، به شناسایی گسست ها، دگرگونی ها و نسبت های قدرت-دانش در گفتمان های تاریخی می پردازد. جامعه پژوهش، کلیه اسناد تحولی آموزش و پرورش (شامل سند تحول بنیادین ۱۳۹۰، سیاست های کلی ایجاد تحول، آیین نامه های تربیت معلم و بخشنامه های مرتبط با نقش معلم) از دهه ۶۰ تاکنون است. یافته ها نشان می دهد که گفتمان «معلم کارآفرین» در سه دوره گفتمانی متمایز شکل گرفته است: دوره نخست (دهه ۶۰) با گفتمان «معلم انقلابی-تربیتی»؛ دوره دوم (دهه ۷۰ تا ۸۰) با گفتمان «معلم متخصص-مدیر»؛ و دوره سوم (دهه ۹۰ به بعد) با گفتمان «معلم کارآفرین-تسهیل گر». مهم ترین گسست گفتمانی، میان دوره دوم و سوم رخ داده است که در آن، «کارآفرینی» جایگزین «مدیریت» به عنوان هسته مرکزی هویت معلم شده است. این گسست، نه ناشی از تحول طبیعی دانش تربیتی، بلکه محصول تغییر در «رژیم های صدق» (Truth Regimes) حاکم بر سیاست گذاری آموزشی و ورود گفتمان نئولیبرالی به عرصه تربیت معلم است (نادری نژاد، ۱۳۹۹؛ لطیفی، ۱۴۰۲). همچنین، اسناد تحولی در تعریف «معلم کارآفرین» دچار نوعی «دلالت شناور» (Floating Signifier) هستند که امکان هرگونه تفسیر دلخواه را فراهم می آورد (Tamsaki, ۲۰۲۱). مقاله نتیجه می گیرد که سیاست گذاری معلم کارآفرین در ایران، به جای آنکه مبتنی بر بسترهای فرهنگی-تاریخی بومی باشد، حاصل گسست هایی گفتمانی است که از تغییر نسبت قدرت و دانش در سطح کلان سیاسی-اقتصادی نشات گرفته است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان